nigrify

[ایالات متحده]/ˈnɪɡrəfaɪ/
[بریتانیا]/ˈnɪɡrəˌfaɪ/

ترجمه

vt. سیاه کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردnigrifies
صفت یا فعل حال استمراریnigrifying
زمان گذشتهnigrified
قسمت سوم فعلnigrified

عبارات و ترکیب‌ها

nigrify the sky

سیاه کردن آسمان

nigrify the mood

سیاه کردن حال و هوا

nigrify the image

سیاه کردن تصویر

nigrify the landscape

سیاه کردن منظره

nigrify the painting

سیاه کردن نقاشی

nigrify the atmosphere

سیاه کردن اتمسفر

nigrify the tone

سیاه کردن لحن

nigrify the text

سیاه کردن متن

nigrify the scene

سیاه کردن صحنه

جملات نمونه

to nigrify the canvas, the artist used dark shades.

برای سیاه کردن بوم، هنرمند از رنگ‌های تیره استفاده کرد.

he wanted to nigrify the room with dark curtains.

او می‌خواست اتاق را با پرده‌های تیره سیاه کند.

the storm clouds seemed to nigrify the entire landscape.

به نظر می‌رسید ابرها طوفانی کل منظره را سیاه کرده‌اند.

they decided to nigrify the walls for a more dramatic effect.

آنها تصمیم گرفتند برای ایجاد جلوه‌ای دراماتیک‌تر، دیوارها را سیاه کنند.

she used a technique to nigrify the photograph.

او از یک تکنیک برای سیاه کردن عکس استفاده کرد.

to nigrify the mood, they dimmed the lights.

برای سیاه کردن حال و هوا، آن‌ها نورها را کم کردند.

he wanted to nigrify his wardrobe with darker colors.

او می‌خواست کمد لباس خود را با رنگ‌های تیره‌تر سیاه کند.

the film's plot began to nigrify as the tension built.

همانطور که تنش افزایش می‌یافت، طرح فیلم شروع به سیاه شدن کرد.

they planned to nigrify the garden with dark foliage.

آنها برنامه‌ریزی کردند تا باغ را با پوشش گیاهی تیره سیاه کنند.

to nigrify the atmosphere, they added dark decorations.

برای سیاه کردن فضا، آن‌ها تزئینات تیره اضافه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید