nihil

[ایالات متحده]/ˈnaɪhɪl/
[بریتانیا]/ˈnaɪhɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هیچ‌چیز؛ عدم وجود هر چیزی؛ چیزی بی‌ارزش؛ بی‌ارزش
Word Forms
جمعnihils

عبارات و ترکیب‌ها

nihil obstat

هیچ مانعی ندارد

nihilism theory

نظریه نیهیلیسم

nihilistic view

دیدگاه نیهیلیستی

nihil ad rem

هیچ چیز برای موضوع

nihil ex nihilo

هیچ از هیچ

nihil per se

هیچ چیز به خودی خود

nihil sine causa

هیچ بدون دلیل

nihilism critique

انتقاد از نیهیلیسم

nihilistic attitude

نگاه نیهیلیستی

nihilist philosophy

فلسفه نیهیلیست

جملات نمونه

in the end, he felt that life was nihil.

در نهایت، احساس کرد که زندگی پوچ است.

some philosophers argue that nihil is a natural state of existence.

برخی از فیلسوفان استدلال می‌کنند که پوچ‌گرایی یک حالت طبیعی وجود است.

she embraced a nihil perspective on modern society.

او دیدگاه پوچ‌گرایانه را نسبت به جامعه مدرن پذیرفت.

the concept of nihil can be both liberating and frightening.

مفهوم پوچ‌گرایی می‌تواند هم رهایی‌بخش و هم ترسناک باشد.

many artists explore themes of nihil in their work.

بسیاری از هنرمندان مضامین پوچ‌گرایی را در آثار خود بررسی می‌کنند.

his nihil beliefs led him to question traditional values.

اعتقادات پوچ‌گرایانه او باعث شد تا ارزش‌های سنتی را زیر سوال ببرد.

she wrote an essay on the implications of nihil in literature.

او مقاله‌ای در مورد پیامدهای پوچ‌گرایی در ادبیات نوشت.

in philosophy, nihil often refers to the rejection of meaning.

در فلسفه، پوچ‌گرایی اغلب به معنای رد معنا اشاره دارد.

his nihil outlook made it hard for him to find joy.

دیدگاه پوچ‌گرایانه او باعث شد که برایش یافتن شادی دشوار باشد.

they discussed the nihil implications of existentialism.

آنها پیامدهای پوچ‌گرایانه وجودگرایی را مورد بحث قرار دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید