noman

[ایالات متحده]/ˈnəʊmən/
[بریتانیا]/ˈnoʊmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

na. هیچ کس؛ کسی؛ شخصی که به گونه ای که به گردن نمی آید
n. شخصی پشتکار یا غیروسطل؛ کسی که راحت نیست که فرمان داده شود یا کنترل شود؛ نام خاص (نورمان)
شکل‌های واژه
جمعnomen

عبارات و ترکیب‌ها

ask noman

پرسیدن از نoman

call noman

تماس با نoman

tell noman

به نoman گفت

noman knows

نoman می‌داند

noman is here

نoman اینجا است

noman comes

نoman می‌آید

noman says

نoman می‌گوید

find noman

پیدا کردن نoman

noman works

نoman کار می‌کند

noman helps

نoman کمک می‌کند

جملات نمونه

noman is a diligent student who always completes his assignments on time.

نoman یک دانشجو با کوشش است که همیشه تکالیف خود را به موقع انجام می‌دهد.

noman works at a prestigious hospital as a medical consultant.

نoman در یک بیمارستان پrestigious به عنوان یک مشاور پزشکی کار می‌کند.

noman enjoys reading historical novels during his free time.

نoman لذت می‌برد در خواندن رمان‌های تاریخی در زمان فراغ خود.

noman speaks english, arabic, and french fluently.

نoman به طور مسلط انگلیسی، عربی و فرانسوی را می‌خواند.

noman lives in a peaceful neighborhood near the mountains.

نoman در یک محله آرام در نزدیکی کوه‌ها زندگی می‌کند.

noman regularly helps his elderly neighbors with groceries.

نoman به طور منظم با کمک همسایگان سالمند خود در خرید و فروش کالاها کمک می‌کند.

noman loves cooking traditional dishes for his family.

نoman دوست دارد برای خانواده‌اش غذاهای سنتی بپزد.

noman visits his parents in the countryside every weekend.

نoman هر هفته‌ای به والدینش در روستا می‌رود.

noman practices playing the guitar for at least one hour daily.

نoman هر روز حداقل یک ساعت به تمرین بازی گیتار می‌پردازد.

noman traveled to japan last summer and loved the culture.

نoman در تابستان گذشته به ژاپن سفر کرد و فرهنگ آن را دوست داشت.

noman studies computer science at a renowned university.

نoman در یک دانشگاه معروف علوم کامپیوتر را می‌خواند.

noman volunteers at the animal shelter every saturday morning.

نoman هر صبح شنبه در مراکز پرورش حیوانات به عنوان یک داوطلب کار می‌کند.

noman recently started learning how to paint landscapes.

نoman اخیراً شروع کرده است به یادگیری چگونه مناظر را نقاشی کنید.

noman founded a small business that sells handmade crafts.

نoman یک کسب و کار کوچک را بنیان گذاشته است که دست‌سازهای را فروش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید