nomines

[ایالات متحده]/ˈnɒmɪniːz/
[بریتانیا]/ˈnɑːmɪniːz/

ترجمه

n. جمع名词 nomine؛ افرادی که نامه‌نویسی شده‌اند.

عبارات و ترکیب‌ها

nominee list

لیست نامزد

oscar nominee

نامزد اسکار

presidential nominee

نامزد ریاست جمهوری

best nominee

بهترین نامزد

جملات نمونه

he decided to nominate his colleague for the award.

او تصمیم گرفت یکی از همکارانش را برای جایزه انتخاب کند.

the president will nominate a new candidate for the supreme court.

رئیس قصد دارد یک نامزد جدید را برای دادگاه عالی انتخاب کند.

we plan to nominate a representative for the upcoming meeting.

ما قصد داریم یک نماینده را برای جلسه آینده انتخاب کنیم.

she was nominated for the position of team leader.

او برای منصب رهبری تیم انتخاب شد.

you can nominate a deserving charity for the grant.

شما می‌توانید یک سازمان خیریه مستحق را برای این کمک انتخاب کنید.

the committee nominated her as the chairperson.

کمیته او را به عنوان رئیس انتخاب کرد.

he nominated his favorite book for the reading list.

او کتاب مورد علاقه‌اش را در فهرست خواندن انتخاب کرد.

they nominated the film for best picture.

آنها فیلم را برای بهترین تصویر انتخاب کردند.

please nominate a time that works best for you.

لطفاً یک زمان را انتخاب کنید که برای شما مناسب‌ترین باشد.

the group nominated him to speak on their behalf.

گروه او را انتخاب کرد تا به جای آنها صحبت کند.

she nominated her neighbor for the community service award.

او همسایه‌اش را برای جایزه خدمات اجتماعی انتخاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید