non-voters

[ایالات متحده]/[ˈnɒn ˈvəʊtəz]/
[بریتانیا]/[ˈnɑːn ˈvoʊtərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که در یک انتخابات رأی نمی‌دهند؛ گروهی از افراد که در یک انتخابات رأی نمی‌دهند.

عبارات و ترکیب‌ها

non-voter turnout

مobilization افراد غیابی رأی

attracting non-voters

جذب افراد غیابی رأی

non-voters’ concerns

ملاحظات افراد غیابی رأی

disenfranchised non-voters

افراد غیابی رأی محروم

mobilizing non-voters

مobilization افراد غیابی رأی

analyzing non-voters

تحلیل افراد غیابی رأی

identifying non-voters

شناسایی افراد غیابی رأی

reaching non-voters

دست یافتن به افراد غیابی رأی

past non-voters

افراد غیابی رأی گذشته

potential non-voters

افراد غیابی رأی پتانسیل

جملات نمونه

campaign organizers are trying to reach out to non-voters before the election.

سازمان‌های حمله‌نامه‌ای سعی می‌کنند قبل از انتخابات به افراد غیررای‌دهنده تماس بگیرند.

a significant portion of the electorate remains non-voters in every election cycle.

در هر چرخه انتخاباتی، قسمتی زیادی از انتخابکنندگان به عنوان غیررای‌دهنده می‌مانند.

researchers are studying the motivations of non-voters to understand why they abstain.

پژوهشگران به مотیvasیون‌های غیررای‌دهنده‌ها می‌پردازند تا بفهمند چرا از رای‌گذاری پرهیز می‌کنند.

efforts to mobilize non-voters often focus on younger demographics.

تلاش‌هایی برای مobilization غیررای‌دهنده‌ها معمولاً روی جوان‌ترین گروه‌های جمعیت متمرکز است.

the low turnout rate included a large number of non-voters.

نرخ پایین حضور در انتخابات شامل تعداد زیادی از غیررای‌دهنده بود.

political parties need to engage non-voters to expand their support base.

حزب‌های سیاسی نیاز دارند تا غیررای‌دهنده‌ها را جذب کنند تا پایه حمایت خود را گسترش دهند.

the survey aimed to identify the concerns of potential non-voters.

این پرسش‌نامه به دنبال شناسایی نگرانی‌های افراد غیررای‌دهنده محتمل بود.

many non-voters feel their voice doesn't matter in the political process.

بیشتر غیررای‌دهنده‌ها احساس می‌کنند که صدایشان در فرایند سیاسی اهمیتی ندارد.

getting non-voters registered is a key goal for grassroots organizations.

ثبت نام غیررای‌دهنده‌ها برای سازمان‌های جامعه‌ای اهداف اصلی است.

the candidate hopes to persuade disillusioned non-voters to cast a ballot.

نامزد امیدوار است تا غیررای‌دهنده‌های ناامید را به رای دادن تشویق کند.

understanding the characteristics of non-voters is crucial for targeted outreach.

فهم ویژگی‌های غیررای‌دهنده‌ها برای ارتباط هدفمند حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید