nonadherence

[ایالات متحده]/ˌnɒn.ədˈhɪə.rəns/
[بریتانیا]/ˌnɑːn.ədˈhɪr.əns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عدم رعایت یک قانون، برنامه درمانی یا پروتکل؛ کمبود حمایت یا پیوستگی؛ عدم پایبندی یا یکنواختی

جملات نمونه

patient nonadherence remains a significant challenge in healthcare.

عدم پایبندی بیماران هنوز یک چالش مهم در سیستم بهداشت و درمان محسوب می‌شود.

nonadherence to medication can lead to serious health complications.

عدم پایبندی به دارو می‌تواند به عوارض جدی سلامتی منجر شود.

the study examined nonadherence rates among elderly patients.

این مطالعه نرخ عدم پایبندی بین بیماران سالمند را بررسی کرد.

nonadherence to treatment protocols affects clinical outcomes.

عدم پایبندی به پروتکل‌های درمانی بر نتایج بالینی تأثیر می‌گذارد.

healthcare providers must address patient nonadherence.

تامین کنندگان خدمات بهداشت و درمان باید به عدم پایبندی بیماران پاسخ دهند.

nonadherence issues are often related to cost and side effects.

مسائل عدم پایبندی اغلب با هزینه و عوارض جانبی مرتبط است.

nonadherence in clinical trials can compromise study validity.

عدم پایبندی در آزمایش‌های بالینی می‌تواند صحت مطالعه را به خطر بیندازد.

nonadherence to guidelines is a growing concern in medicine.

عدم پایبندی به راهنمایی‌ها یک نگرانی در حال رشد در پزشکی است.

the doctor discussed nonadherence with the patient.

پزشک با بیمار در مورد عدم پایبندی گفت و گو کرد.

nonadherence among adolescents requires special attention.

عدم پایبندی در نوجوانان نیاز به توجه ویژه دارد.

factors contributing to nonadherence include forgetfulness and lack of understanding.

عواملی که به عدم پایبندی کمک می‌کنند شامل فراموشی و کمبود درک است.

improving adherence requires patient education and support.

افزایش پایبندی نیاز به آموزش و حمایت از بیماران دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید