nonclinically

[ایالات متحده]/ˌnɒnˈklɪnɪkəli/
[بریتانیا]/ˌnɑːnˈklɪnɪkəli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که غیر بالینی باشد؛ خارج از یا بدون درگیر شدن در محیط‌ها یا زمینه‌های بالینی.

عبارات و ترکیب‌ها

nonclinically relevant

غیر بالینی معنادار

nonclinically significant

غیر بالینی مرتبط

nonclinically observed

غیر بالینی آزمایش شده

nonclinically tested

غیر بالینی تایید شده

nonclinically effective

غیر بالینی تایید شده

nonclinically evaluated

غیر بالینی قابل استفاده

nonclinically applied

غیر بالینی ارزیابی شده

nonclinically documented

غیر بالینی مورد بررسی قرار گرفته

nonclinically reported

nonclinically assessed

جملات نمونه

the study found the difference to be nonclinically significant, though statistically noticeable.

مطالعه نشان داد که این تفاوت از نظر بالینی غیرمعنادار است، اگرچه از نظر آماری قابل توجه.

researchers determined the side effects were nonclinically relevant in most patient populations.

محققان دریافتند که عوارض جانبی در بیشتر جمعیت‌های بیماران از نظر بالینی غیرمرتبط بودند.

the improvement in scores was nonclinically meaningful and did not warrant treatment changes.

بهبود در نمرات از نظر بالینی غیرمعنادار بود و نیازی به تغییرات درمانی نبود.

the biomarker showed nonclinically important variations that required no medical intervention.

این نشانگر زیستی تغییرات غیرمعنادار از نظر بالینی را نشان داد که نیازی به مداخله پزشکی نبود.

the trial established that the effect was nonclinically valid for therapeutic purposes.

این کارآزمایی نشان داد که اثرگذاری از نظر بالینی برای اهداف درمانی معتبر نبود.

the compound was nonclinically tested before entering phase i trials.

این ترکیب قبل از ورود به آزمایش‌های فاز اول به صورت غیربالینی آزمایش شد.

preliminary data nonclinically demonstrated potential benefits that warrant further investigation.

داده‌های اولیه به طور غیربالینی مزایای بالقوه را نشان دادند که نیازمند بررسی بیشتر است.

the observed changes were nonclinically assessed as trivial by the review board.

تغییرات مشاهده شده توسط هیئت بررسی به عنوان بی‌اهمیت ارزیابی شدند.

long-term studies nonclinically established the safety profile of the medication.

مطالعات طولانی‌مدت به طور غیربالینی مشخص کرد که مشخصات ایمنی داروها چگونه است.

initial results nonclinically indicated a possible trend that needs confirmation.

نتایج اولیه به طور غیربالینی نشان دادند که یک روند احتمالی وجود دارد که نیاز به تایید دارد.

the research team nonclinically verified the purity of the experimental compound.

گروه تحقیقاتی به طور غیربالینی خلوص ترکیب تجربی را تایید کرد.

independent analysis nonclinically confirmed the findings were not practically significant.

تجزیه و تحلیل مستقل به طور غیربالینی تایید کرد که یافته‌ها از نظر عملی از اهمیت بالایی برخوردار نبودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید