nonscientifically

[ایالات متحده]/nɒnˌsaɪənˈtɪfɪkəli/
[بریتانیا]/nɑːnˌsaɪənˈtɪfɪkəli/

ترجمه

adv. به روشی که علمی نیست؛ بر اساس روش یا اصول علمی نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

nonscientifically speaking

بدون تکیه بر علم

nonscientifically inclined

بدون گرایش علمی

nonscientifically biased

بدون تعصب علمی

nonscientifically based

بدون پشتوانه علمی

nonscientifically proven

بدون اثبات علمی

nonscientifically motivated

بدون انگیزه علمی

nonscientifically oriented

بدون گرایش علمی

nonscientifically interpreted

بدون تفسیر علمی

nonscientifically observed

بدون مشاهده علمی

nonscientifically analyzed

بدون تحلیل علمی

جملات نمونه

the phenomenon was explained nonscientifically through ancient mythology and folklore.

این پدیده به صورت غیرعلمی از طریق اساطیر و فولکلور باستانی توضیح داده شد.

the community made decisions nonscientifically based on generational wisdom and tradition.

جامعه با تکیه بر خرد و سنت‌های نسلی، تصمیمات غیرعلمی می‌گرفت.

researchers noted that many people interpret climate change nonscientifically through personal experience.

محققان خاطر نشان کردند که بسیاری از مردم تغییرات آب و هوا را به صورت غیرعلمی از طریق تجربیات شخصی تفسیر می‌کنند.

the healing practices were understood nonscientifically within the cultural context of the tribe.

روش‌های درمانی در چارچوب فرهنگی قبیله به صورت غیرعلمی درک می‌شدند.

historians analyzed the event nonscientifically, focusing on human stories rather than data.

تاریخ‌نگاران این رویداد را به صورت غیرعلمی تجزیه و تحلیل کردند و بر داستان‌های انسانی تمرکز کردند تا داده‌ها.

the ancient texts were interpreted nonscientifically by scholars who valued spiritual meaning over empirical evidence.

متون باستانی توسط دانشمندانی که ارزش معنوی را بر شواهد تجربی ترجیح می‌دادند، به صورت غیرعلمی تفسیر شدند.

parents often discipline children nonscientifically, relying on intuition rather than child development research.

والدین اغلب کودکان را به صورت غیرعلمی تنبیه می‌کنند و به جای تحقیقات رشد کودک به غریزه خود تکیه می‌کنند.

the gardener determined planting times nonscientifically by observing moon phases and seasons.

باغبانی زمان کاشت را به صورت غیرعلمی با مشاهده فازهای ماه و فصل‌ها تعیین می‌کرد.

the chef described flavors nonscientifically using poetic language and emotional associations.

سرآشپز طعم‌ها را به صورت غیرعلمی با استفاده از زبان شاعرانه و ارتباطات عاطفی توصیف کرد.

many cultures categorize illness nonscientifically, attributing diseases to supernatural causes.

فرهنگ‌های بسیاری بیماری‌ها را به صورت غیرعلمی دسته‌بندی می‌کنند و بیماری‌ها را به علل فراطبیعی نسبت می‌دهند.

the artist approached composition nonscientifically, trusting instinct over artistic theory.

هنرمند با اعتماد به غریزه به جای تئوری هنری، به ترکیب‌بندی به صورت غیرعلمی پرداخت.

some economists analyze market trends nonscientifically, relying on gut feeling and anecdotal evidence.

برخی از اقتصاددانان روند بازار را به صورت غیرعلمی تجزیه و تحلیل می‌کنند و به احساسات و شواهد داستان‌گو تکیه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید