nonfictions

[ایالات متحده]/nɒnˈfɪkʃən/
[بریتانیا]/nɑːnˈfɪkʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آثار ادبی که داستان نیستند؛ نوشتار نثری که اطلاعاتی یا واقعی است نه داستانی

عبارات و ترکیب‌ها

nonfiction book

کتاب غیرداستانی

nonfiction writing

نوشتن غیرداستانی

nonfiction genre

ژانر غیرداستانی

nonfiction author

نویسنده غیرداستانی

nonfiction film

فیلم غیرداستانی

nonfiction story

داستان غیرداستانی

nonfiction article

مقاله غیرداستانی

nonfiction series

سری غیرداستانی

nonfiction essay

مقاله غیرداستانی

nonfiction podcast

پادکست غیرداستانی

جملات نمونه

nonfiction books provide valuable insights into real-world events.

کتاب‌های غیرداستانی دیدگاه‌های ارزشمندی در مورد وقایع دنیای واقعی ارائه می‌دهند.

she prefers reading nonfiction over fiction.

او ترجیح می‌دهد غیرداستان را به داستان بخواند.

many nonfiction authors conduct extensive research for their work.

بسیاری از نویسندگان غیرداستانی تحقیقات گسترده‌ای را برای کار خود انجام می‌دهند.

nonfiction can be just as engaging as fiction if written well.

اگر به خوبی نوشته شود، غیرداستان می‌تواند به اندازه داستان جذاب باشد.

he wrote a nonfiction article about climate change.

او یک مقاله غیرداستانی در مورد تغییرات آب و هوایی نوشت.

nonfiction narratives often include personal anecdotes.

روایت‌های غیرداستانی اغلب شامل حکایات شخصی می‌شوند.

the nonfiction genre encompasses a wide range of topics.

ژانر غیرداستانی طیف گسترده‌ای از موضوعات را در بر می‌گیرد.

many students are required to read nonfiction texts in school.

بسیاری از دانش آموزان ملزم به خواندن متون غیرداستانی در مدرسه هستند.

documentaries are a popular form of nonfiction entertainment.

مستندها یک شکل محبوب از سرگرمی غیرداستان هستند.

he enjoys writing nonfiction essays about history.

او از نوشتن مقالات غیرداستانی در مورد تاریخ لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید