nonstarter

[ایالات متحده]/nɒnˈstɑːtə/
[بریتانیا]/nɑnˈstɑrtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اسبی که در مسابقه شروع نمی‌کند؛ شخص یا چیزی که احتمال موفقیت آن کم است؛ اسبی که از مسابقه انصراف داده است؛ شخص یا چیزی که مدت طولانی به عنوان نامحتمل برای موفقیت دیده شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

nonstarter idea

ایده غیرقابل اجرا

nonstarter proposal

پیشنهاد غیرقابل اجرا

nonstarter plan

برنامه غیرقابل اجرا

nonstarter project

پروژه غیرقابل اجرا

nonstarter option

گزینه غیرقابل اجرا

nonstarter strategy

استراتژی غیرقابل اجرا

nonstarter solution

راه حل غیرقابل اجرا

nonstarter concept

مفهوم غیرقابل اجرا

nonstarter business

کسب و کار غیرقابل اجرا

جملات نمونه

the proposal was a nonstarter due to lack of funding.

پیشنهاد به دلیل کمبود بودجه، اصلاً عملی نبود.

his idea for the project turned out to be a nonstarter.

ایده او برای پروژه در نهایت عملی نبود.

without support from management, the initiative is a nonstarter.

بدون حمایت مدیریت، این طرح اصلاً عملی نیست.

the plan was a nonstarter from the very beginning.

طرح از همان ابتدا اصلاً عملی نبود.

her suggestion was dismissed as a nonstarter.

پیشنهاد او به عنوان یک طرح غیرقابل اجرا رد شد.

they realized the project was a nonstarter after the first meeting.

آنها متوجه شدند که پروژه پس از اولین جلسه اصلاً عملی نیست.

his lack of experience made the proposal a nonstarter.

کمبود تجربه او باعث شد پیشنهاد اصلاً عملی نباشد.

the idea was a nonstarter because it was too costly.

ایده عملی نبود زیرا خیلی پرهزینه بود.

due to legal issues, the merger became a nonstarter.

به دلیل مشکلات قانونی، ادغام اصلاً امکان پذیر نشد.

without a clear strategy, the campaign was a nonstarter.

بدون یک استراتژی مشخص، این کمپین اصلاً عملی نبود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید