nonsuch

[ایالات متحده]/ˈnʌn.sʌtʃ/
[بریتانیا]/ˈnʌn.sʌtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی بی‌نظیر یا بی‌همتا؛ چیز عالی یا منحصر به فرد
Word Forms
جمعnonsuches

عبارات و ترکیب‌ها

nonsuch example

نمونه بی‌نظیر

nonsuch beauty

زیبایی بی‌نظیر

nonsuch talent

استعداد بی‌نظیر

nonsuch style

سبک بی‌نظیر

nonsuch quality

کیفیت بی‌نظیر

nonsuch achievement

دستاوردهای بی‌نظیر

nonsuch experience

تجربه بی‌نظیر

nonsuch performance

عملکرد بی‌نظیر

nonsuch friend

دوست بی‌نظیر

nonsuch opportunity

فرصت بی‌نظیر

جملات نمونه

she is a nonsuch in the world of art.

او یک بی‌نظیر در دنیای هنر است.

his talent for music is nonsuch.

استعداد او در موسیقی بی‌نظیر است.

in her field, she is considered a nonsuch.

در زمینه او، او یک بی‌نظیر در نظر گرفته می‌شود.

the restaurant is a nonsuch among local eateries.

رستوران در میان رستوران‌های محلی یک بی‌نظیر است.

he has a nonsuch ability to solve complex problems.

او توانایی بی‌نظیری در حل مشکلات پیچیده دارد.

her dedication to her work is nonsuch.

تعهد او به کار بی‌نظیر است.

this book is a nonsuch in the genre.

این کتاب در این ژانر یک بی‌نظیر است.

the athlete's performance was nonsuch this season.

عملکرد ورزشکار در این فصل بی‌نظیر بود.

he is a nonsuch leader in the community.

او یک رهبر بی‌نظیر در جامعه است.

the view from the mountain is nonsuch.

منظره از کوه بی‌نظیر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید