| جمع | nookies |
nooky time
زمان ناکی
nooky buddies
دوستان ناکی
nooky fun
سرگرمی ناکی
nooky session
جلسه ناکی
nooky night
شب ناکی
nooky vibes
فضای ناکی
nooky play
بازی ناکی
nooky talk
صحبت های ناکی
nooky love
عشق ناکی
nooky moments
لحظات ناکی
they enjoyed a cozy evening of nooky by the fireplace.
آنها از یک شب دنج و صمیمی کنار شومینه لذت بردند.
after a long week, they finally had some nooky time together.
بعد از یک هفته طولانی، بالاخره زمان صمیمیت با هم داشتند.
he surprised her with a romantic night of nooky.
او با یک شب رمانتیک و صمیمی او را غافلگیر کرد.
they laughed and cuddled, enjoying their nooky moments.
آنها میخندیدند و در آغوش هم میگرفتند و از لحظات صمیمیت خود لذت میبردند.
she felt happy and relaxed after their night of nooky.
او بعد از شب صمیمیتشان احساس شادی و آرامش کرد.
finding time for nooky is important in a relationship.
پیدا کردن زمان برای صمیمیت در یک رابطه مهم است.
they often sneak in some nooky between their busy schedules.
آنها اغلب در بین مشغلههای خود، زمانهایی را برای صمیمیت در نظر میگیرند.
their weekend getaway was filled with nooky and laughter.
سفر آخر هفته آنها با صمیمیت و خنده پر شده بود.
she loves to cuddle up for some nooky on rainy days.
او دوست دارد در روزهای بارانی برای صمیمیت در آغوش هم بگیرند.
they made sure to prioritize nooky in their busy lives.
آنها مطمئن بودند که صمیمیت را در زندگی پرمشغله خود در اولویت قرار دهند.
nooky time
زمان ناکی
nooky buddies
دوستان ناکی
nooky fun
سرگرمی ناکی
nooky session
جلسه ناکی
nooky night
شب ناکی
nooky vibes
فضای ناکی
nooky play
بازی ناکی
nooky talk
صحبت های ناکی
nooky love
عشق ناکی
nooky moments
لحظات ناکی
they enjoyed a cozy evening of nooky by the fireplace.
آنها از یک شب دنج و صمیمی کنار شومینه لذت بردند.
after a long week, they finally had some nooky time together.
بعد از یک هفته طولانی، بالاخره زمان صمیمیت با هم داشتند.
he surprised her with a romantic night of nooky.
او با یک شب رمانتیک و صمیمی او را غافلگیر کرد.
they laughed and cuddled, enjoying their nooky moments.
آنها میخندیدند و در آغوش هم میگرفتند و از لحظات صمیمیت خود لذت میبردند.
she felt happy and relaxed after their night of nooky.
او بعد از شب صمیمیتشان احساس شادی و آرامش کرد.
finding time for nooky is important in a relationship.
پیدا کردن زمان برای صمیمیت در یک رابطه مهم است.
they often sneak in some nooky between their busy schedules.
آنها اغلب در بین مشغلههای خود، زمانهایی را برای صمیمیت در نظر میگیرند.
their weekend getaway was filled with nooky and laughter.
سفر آخر هفته آنها با صمیمیت و خنده پر شده بود.
she loves to cuddle up for some nooky on rainy days.
او دوست دارد در روزهای بارانی برای صمیمیت در آغوش هم بگیرند.
they made sure to prioritize nooky in their busy lives.
آنها مطمئن بودند که صمیمیت را در زندگی پرمشغله خود در اولویت قرار دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید