notated text
متن یادداشت شده
notated music
موسیقی یادداشت شده
notated diagram
نمودار یادداشت شده
notated version
نسخه یادداشت شده
notated score
امتیاز یادداشت شده
notated example
مثال یادداشت شده
notated instructions
دستورالعمل های یادداشت شده
notated lecture
سخنرانی یادداشت شده
notated feedback
بازخورد یادداشت شده
notated notes
یادداشت های یادداشت شده
the teacher notated the important points during the lecture.
معلم نکات مهم را در طول سخنرانی یادداشت کرد.
all changes to the document were notated in the margin.
تمام تغییرات سند در حاشیه یادداشت شد.
the musician notated the melody for future reference.
موسیقیدان ملودی را برای ارجاع آینده یادداشت کرد.
she notated her thoughts in a journal every night.
او هر شب افکار خود را در یک دفترچه یادداشت میکرد.
the findings were notated clearly for the report.
یافتهها به وضوح برای گزارش یادداشت شد.
he notated the recipe to ensure he wouldn't forget it.
او دستور العمل را یادداشت کرد تا مطمئن شود آن را فراموش نمیکند.
the artist notated the colors used in the painting.
هنرمند رنگهای مورد استفاده در نقاشی را یادداشت کرد.
she notated the schedule on her calendar.
او برنامه را در تقویم خود یادداشت کرد.
important deadlines were notated on the board.
مهلتهای مهم در تخته سیاه یادداشت شد.
they notated the changes made during the meeting.
آنها تغییراتی که در طول جلسه ایجاد شده بود را یادداشت کردند.
notated text
متن یادداشت شده
notated music
موسیقی یادداشت شده
notated diagram
نمودار یادداشت شده
notated version
نسخه یادداشت شده
notated score
امتیاز یادداشت شده
notated example
مثال یادداشت شده
notated instructions
دستورالعمل های یادداشت شده
notated lecture
سخنرانی یادداشت شده
notated feedback
بازخورد یادداشت شده
notated notes
یادداشت های یادداشت شده
the teacher notated the important points during the lecture.
معلم نکات مهم را در طول سخنرانی یادداشت کرد.
all changes to the document were notated in the margin.
تمام تغییرات سند در حاشیه یادداشت شد.
the musician notated the melody for future reference.
موسیقیدان ملودی را برای ارجاع آینده یادداشت کرد.
she notated her thoughts in a journal every night.
او هر شب افکار خود را در یک دفترچه یادداشت میکرد.
the findings were notated clearly for the report.
یافتهها به وضوح برای گزارش یادداشت شد.
he notated the recipe to ensure he wouldn't forget it.
او دستور العمل را یادداشت کرد تا مطمئن شود آن را فراموش نمیکند.
the artist notated the colors used in the painting.
هنرمند رنگهای مورد استفاده در نقاشی را یادداشت کرد.
she notated the schedule on her calendar.
او برنامه را در تقویم خود یادداشت کرد.
important deadlines were notated on the board.
مهلتهای مهم در تخته سیاه یادداشت شد.
they notated the changes made during the meeting.
آنها تغییراتی که در طول جلسه ایجاد شده بود را یادداشت کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید