objurgated

[ایالات متحده]/ˈɒbdʒʊɡeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈɑbdʒərˌɡeɪtɪd/

ترجمه

vt. به شدت سرزنش یا توبیخ شده

عبارات و ترکیب‌ها

objurgated for mistakes

سرزنش به خاطر اشتباهات

objurgated by peers

سرزنش توسط همسالان

objurgated in public

سرزنش در حضور عموم

objurgated for negligence

سرزنش به خاطر سهل‌انگاری

objurgated by authority

سرزنش توسط مقام مسئول

objurgated for failure

سرزنش به خاطر شکست

objurgated over decisions

سرزنش به خاطر تصمیمات

objurgated during meeting

سرزنش در طول جلسه

objurgated for behavior

سرزنش به خاطر رفتار

objurgated publicly

سرزنش علنی

جملات نمونه

he objurgated the team for their poor performance.

او تیم را به دلیل عملکرد ضعیفشان سرزنش کرد.

the teacher objurgated the students for not completing their homework.

معلم دانش‌آموزان را به دلیل انجام ندادن تکالیفشان سرزنش کرد.

she objurgated her friend for being late to the meeting.

او دوست خود را به دلیل دیر رسیدن به جلسه سرزنش کرد.

the manager objurgated the staff for missing the deadline.

مدیر کارکنان را به دلیل از دست دادن مهلت مقرر سرزنش کرد.

during the meeting, he objurgated the proposal for its lack of detail.

در طول جلسه، او پیشنهاد را به دلیل فقدان جزئیات سرزنش کرد.

she objurgated herself for not preparing adequately.

او خود را به دلیل آماده نشدن کافی سرزنش کرد.

the critic objurgated the film for its unrealistic plot.

منتقد فیلم را به دلیل طرح غیرواقعی آن سرزنش کرد.

he was objurgated by his peers for his reckless behavior.

او به دلیل رفتار بی‌پروایش توسط همسالانش سرزنش شد.

the coach objurgated the players for their lack of effort.

مربی بازیکنان را به دلیل نداشتن تلاش کافی سرزنش کرد.

she objurgated the company for its unethical practices.

او شرکت را به دلیل شیوه‌های غیراخلاقی آن سرزنش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید