objurgation

[ایالات متحده]/ˌɒb.dʒəˈɡeɪ.ʃən/
[بریتانیا]/ˌɑːb.dʒərˈɡeɪ.ʃən/

ترجمه

n. عمل سرزنش یا توبیخ؛ یک تنبیه سخت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

harsh objurgation

توبیخ شدید

public objurgation

توبیخ علنی

frequent objurgation

توبیخ مکرر

vehement objurgation

توبیخ شدید و آتشین

total objurgation

توبیخ کامل

objurgation session

جلسه توبیخ

objurgation speech

سخنرانی توبیخ

sharp objurgation

توبیخ تند

constructive objurgation

توبیخ سازنده

objurgation response

پاسخ به توبیخ

جملات نمونه

the teacher's objurgation was harsh but necessary.

توبیخ معلم سخت اما ضروری بود.

he faced objurgation from his peers for his mistakes.

او به دلیل اشتباهاتش با توبیخ همسالان خود روبرو شد.

the manager's objurgation made the team rethink their strategy.

توبیخ مدیر باعث شد تیم استراتژی خود را دوباره بررسی کند.

after the objurgation, she worked harder to improve.

پس از توبیخ، او برای بهبود بیشتر تلاش کرد.

his objurgation was a wake-up call for the entire department.

توبیخ او یک هشدار برای کل دپارتمان بود.

she delivered an objurgation that left everyone silent.

او توبیخی ارائه داد که باعث شد همه ساکت شوند.

the objurgation from the coach motivated the players.

توبیخ مربی بازیکنان را تشویق کرد.

his objurgation was filled with disappointment.

توبیخ او سرشار از ناامیدی بود.

the parents' objurgation helped the child learn a lesson.

توبیخ والدین به کودک کمک کرد تا درس بگیرد.

she could not forget the objurgation she received at work.

او توبیخی که در محل کار دریافت کرده بود را فراموش نکرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید