obnoxiousness levels
سطحهای خودنمایی
obnoxiousness factor
عامل خودنمایی
obnoxiousness behavior
رفتار خودنمایی
obnoxiousness traits
ویژگیهای خودنمایی
obnoxiousness display
نشان دادن خودنمایی
obnoxiousness issues
مشکلات خودنمایی
obnoxiousness comments
نظرات خودنمایی
obnoxiousness attitude
نگاه خودنمایی
obnoxiousness remarks
اظهارات خودنمایی
her obnoxiousness made it difficult to enjoy the party.
رفتارش زننده باعث شد از مهمانی لذت نبرم.
his obnoxiousness was evident in the way he spoke to others.
نحوه صحبت کردن او با دیگران نشان دهنده زنندگی او بود.
people often avoid him due to his obnoxiousness.
به دلیل زنندگی او، مردم اغلب از او دوری میکنند.
the obnoxiousness of the advertisement turned many viewers away.
زنندگی تبلیغ باعث شد بسیاری از بینندگان از آن دلسرد شوند.
her obnoxiousness in the classroom disrupted the lesson.
زنندگی او در کلاس درس باعث اخلال در درس شد.
his obnoxiousness on social media led to many unfollows.
زنندگی او در رسانههای اجتماعی منجر به لغو فالو کردن بسیاری از افراد شد.
they couldn't tolerate his obnoxiousness during the meeting.
آنها نمیتوانستند زنندگی او را در طول جلسه تحمل کنند.
her obnoxiousness is often mistaken for confidence.
زنندگی او اغلب به جای اعتماد به نفس اشتباه گرفته میشود.
the obnoxiousness of the situation made everyone uncomfortable.
زنندگی وضعیت باعث ناراحتی همه شد.
his obnoxiousness was a topic of discussion among friends.
زنندگی او موضوع بحث بین دوستان بود.
obnoxiousness levels
سطحهای خودنمایی
obnoxiousness factor
عامل خودنمایی
obnoxiousness behavior
رفتار خودنمایی
obnoxiousness traits
ویژگیهای خودنمایی
obnoxiousness display
نشان دادن خودنمایی
obnoxiousness issues
مشکلات خودنمایی
obnoxiousness comments
نظرات خودنمایی
obnoxiousness attitude
نگاه خودنمایی
obnoxiousness remarks
اظهارات خودنمایی
her obnoxiousness made it difficult to enjoy the party.
رفتارش زننده باعث شد از مهمانی لذت نبرم.
his obnoxiousness was evident in the way he spoke to others.
نحوه صحبت کردن او با دیگران نشان دهنده زنندگی او بود.
people often avoid him due to his obnoxiousness.
به دلیل زنندگی او، مردم اغلب از او دوری میکنند.
the obnoxiousness of the advertisement turned many viewers away.
زنندگی تبلیغ باعث شد بسیاری از بینندگان از آن دلسرد شوند.
her obnoxiousness in the classroom disrupted the lesson.
زنندگی او در کلاس درس باعث اخلال در درس شد.
his obnoxiousness on social media led to many unfollows.
زنندگی او در رسانههای اجتماعی منجر به لغو فالو کردن بسیاری از افراد شد.
they couldn't tolerate his obnoxiousness during the meeting.
آنها نمیتوانستند زنندگی او را در طول جلسه تحمل کنند.
her obnoxiousness is often mistaken for confidence.
زنندگی او اغلب به جای اعتماد به نفس اشتباه گرفته میشود.
the obnoxiousness of the situation made everyone uncomfortable.
زنندگی وضعیت باعث ناراحتی همه شد.
his obnoxiousness was a topic of discussion among friends.
زنندگی او موضوع بحث بین دوستان بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید