observably better
به وضوح بهتر
observably different
به وضوح متفاوت
observably improved
به وضوح بهبود یافته
observably larger
به وضوح بزرگتر
observably clearer
به وضوح واضح تر
observably faster
به وضوح سریعتر
observably stronger
به وضوح قوی تر
observably higher
به وضوح بالاتر
observably richer
به وضوح ثروتمندتر
observably safer
به وضوح امن تر
her performance improved observably over the last few months.
عملکرد او به طور قابل توجهی در چند ماه گذشته بهبود یافته است.
the weather has changed observably since last week.
از هفته گذشته هوا به طور قابل توجهی تغییر کرده است.
he became observably more confident during the presentation.
او در طول ارائه به طور قابل توجهی با اعتماد به نفس بیشتری ظاهر شد.
the patient’s health has observably deteriorated.
وضعیت سلامتی بیمار به طور قابل توجهی بدتر شده است.
sales have increased observably after the new marketing campaign.
پس از کمپین بازاریابی جدید، فروش به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
her attitude towards the project has changed observably.
نگرش او نسبت به پروژه به طور قابل توجهی تغییر کرده است.
the landscape has observably transformed over the years.
طرح منظره در طول سال ها به طور قابل توجهی تغییر کرده است.
he was observably upset by the news.
او به طور قابل توجهی به دلیل این خبر ناراحت بود.
the team’s dynamics have changed observably since the new coach arrived.
با ورود مربی جدید، پویایی گروه به طور قابل توجهی تغییر کرده است.
her skills have developed observably through practice.
مهارت های او از طریق تمرین به طور قابل توجهی توسعه یافته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید