observably

[ایالات متحده]/əbˈzɜːvəblɪ/
[بریتانیا]/əbˈzɜrvəblɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که قابل مشاهده یا توجه است

عبارات و ترکیب‌ها

observably better

به وضوح بهتر

observably different

به وضوح متفاوت

observably improved

به وضوح بهبود یافته

observably larger

به وضوح بزرگتر

observably clearer

به وضوح واضح تر

observably faster

به وضوح سریعتر

observably stronger

به وضوح قوی تر

observably higher

به وضوح بالاتر

observably richer

به وضوح ثروتمندتر

observably safer

به وضوح امن تر

جملات نمونه

her performance improved observably over the last few months.

عملکرد او به طور قابل توجهی در چند ماه گذشته بهبود یافته است.

the weather has changed observably since last week.

از هفته گذشته هوا به طور قابل توجهی تغییر کرده است.

he became observably more confident during the presentation.

او در طول ارائه به طور قابل توجهی با اعتماد به نفس بیشتری ظاهر شد.

the patient’s health has observably deteriorated.

وضعیت سلامتی بیمار به طور قابل توجهی بدتر شده است.

sales have increased observably after the new marketing campaign.

پس از کمپین بازاریابی جدید، فروش به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

her attitude towards the project has changed observably.

نگرش او نسبت به پروژه به طور قابل توجهی تغییر کرده است.

the landscape has observably transformed over the years.

طرح منظره در طول سال ها به طور قابل توجهی تغییر کرده است.

he was observably upset by the news.

او به طور قابل توجهی به دلیل این خبر ناراحت بود.

the team’s dynamics have changed observably since the new coach arrived.

با ورود مربی جدید، پویایی گروه به طور قابل توجهی تغییر کرده است.

her skills have developed observably through practice.

مهارت های او از طریق تمرین به طور قابل توجهی توسعه یافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید