occure

[ایالات متحده]/əˈkɜː(r)/
[بریتانیا]/əˈkɜːr/

ترجمه

v. رخ دادن یا اتفاق افتادن؛ به ذهن آمدن
Word Forms
زمان گذشتهoccured
قسمت سوم فعلoccured
صفت یا فعل حال استمراریoccuring
شکل سوم شخص مفردoccures
جمعoccures

جملات نمونه

errors occur frequently in complex calculations.

خطاها به طور مکرر در محاسبات پیچیده رخ می دهند.

accidents occur suddenly without warning.

حوادث به طور ناگهانی و بدون هشدار رخ می دهند.

changes occur naturally over time.

تغییرات به طور طبیعی با گذشت زمان رخ می دهند.

the meeting occurs weekly on tuesdays.

جلسه هر هفته در دوشنبه برگزار می شود.

these problems occur often in development projects.

این مشکلات به طور مکرر در پروژه های توسعه رخ می دهند.

births occur daily at the hospital.

تولد ها هر روز در بیمارستان رخ می دهند.

glitches occur simultaneously across all systems.

خطاهای سیستمی به طور همزمان در تمام سیستم ها رخ می دهند.

mistakes occur when people rush through work.

خطاها زمانی رخ می دهند که افراد با سرعت بالا کار می کنند.

the festival occurs annually in spring.

جشن هر ساله در بهار برگزار می شود.

side effects occur rarely in clinical trials.

اثرات جانبی به ندرت در آزمایش های بالینی رخ می دهند.

conflicts occur between different departments.

تداخلات بین بخش های مختلف رخ می دهند.

delays occur due to unforeseen circumstances.

تاخیرها به دلیل اتفاقات غیرمنتظره رخ می دهند.

earthquakes occur primarily in seismic zones.

زماﻧﯽ که زمین لرزه رخ می دهد، اغلب در مناطق لرزه‌ای است.

innovations occur when companies invest in research.

نوآوری ها زمانی رخ می دهند که شرکت ها در تحقیقات سرمایه گذاری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید