oddest

[ایالات متحده]/[ˈɒdɪst]/
[بریتانیا]/[ˈɒdɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عجیب‌ترین یا غیرمعمول‌ترین؛ عجیب یا بسیار عجیب؛ برای توصیف چیزی که به‌طور قابل توجهی غیرمعمول یا غیرمنتظره است.

عبارات و ترکیب‌ها

oddest job

عجیب‌ترین شغل

the oddest thing

عجیب‌ترین چیز

oddest one out

عجیب‌ترین مورد

finding the oddest

جستجوی عجیب‌ترین

oddest story

عجیب‌ترین داستان

felt oddest

احساس عجیب‌ترین

oddest sound

عجیب‌ترین صدا

seeing the oddest

دیدن عجیب‌ترین

the oddest man

عجیب‌ترین مرد

telling the oddest

گفتن عجیب‌ترین

جملات نمونه

the oddest thing happened yesterday; i found a twenty-dollar bill on the sidewalk.

عجیب‌ترین اتفاقی که دیروز افتاد این بود که یک اسکناس ۲۰ دلاری روی پیاده‌رو پیدا کردم.

he told the oddest story about meeting a talking squirrel in the park.

او عجیب‌ترین داستان را درباره ملاقات با یک سنجاب سخنگو در پارک تعریف کرد.

of all the paintings in the gallery, the oddest was a portrait of a pineapple.

از بین همه نقاشی‌های گالری، عجیب‌ترین نقاشی پرتره‌ای از یک آناناس بود.

the oddest job i ever had was sorting buttons at a textile factory.

عجیب‌ترین شغلی که تا به حال داشتم، مرتب کردن دکمه‌ها در یک کارخانه نساجی بود.

she wore the oddest hat i've ever seen, covered in feathers and sequins.

او کلاهی به سر داشت که عجیب‌ترین کلاهی بود که تا به حال دیده‌ام، پوشیده از پر و پولک.

the oddest sound woke me up in the middle of the night – a dripping faucet.

عجیب‌ترین صدایی که مرا در نیمه‌شب بیدار کرد، صدای چکیدن شیر آب بود.

the team's oddest player was known for his unpredictable and quirky behavior.

عجیب‌ترین بازیکن تیم به خاطر رفتار غیرقابل پیش‌بینی و عجیب و غریبش معروف بود.

the oddest part of the movie was the sudden appearance of a dancing penguin.

عجیب‌ترین قسمت فیلم، ناگهان ظاهر شدن یک پنگوئن رقصنده بود.

he presented the oddest proposal at the meeting: painting the office bright pink.

او عجیب‌ترین پیشنهاد را در جلسه ارائه کرد: رنگ کردن دفتر کار به رنگ صورتی روشن.

the oddest tradition in their family was celebrating birthdays with a formal tea party.

عجیب‌ترین سنت در خانواده آنها، جشن گرفتن تولدها با یک مهمانی چای رسمی بود.

the oddest question i was asked was, "if trees could talk, what would they say?"

عجیب‌ترین سوالی که از من پرسیده شد این بود: "اگر درختان می‌توانستند صحبت کنند، چه می‌گفتند؟"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید