offendor

[ایالات متحده]/ə��fendə(r)/
[بریتانیا]/əˈfendər/

ترجمه

n. شخصی که یک عمل غیرقانونی یا توهین‌آمیز انجام می‌دهد؛ مرتکب.
شکل‌های واژه
جمعoffendors

جملات نمونه

the repeat offender was sentenced to five years in prison.

مجرم مکرر به پنج سال حبس محکوم شد.

police are searching for a serial offender.

پلیس در حال جستجوی یک مجرم سریالی است.

the young offender was sent to a rehabilitation center.

مجرم جوان به مرکز بازتوانی فرستاده شد.

first-time offenders often receive lighter sentences.

مجرم‌های اولین بار معمولاً جریمه‌های سبک‌تری دریافت می‌کنند.

the violent offender showed no remorse.

مجرم خشونت‌آمیز هیچ پشیمانی نشان نداد.

a convicted sex offender was released from prison.

یک مجرم جنسی محکوم شده از زندان آزاد شد.

the chronic offender has been in and out of jail for years.

مجرم مزمن به مدت چند سال بین زندان و آزادی در وادی بوده است.

the offender paid a heavy price for the crime.

مجرم برای جرم خود قیمت گرانی پлатه است.

authorities are tracking known offenders in the area.

مقامات مجرم‌های شناخته شده در این منطقه را دنبال می‌کنند.

the offender pleaded guilty to all charges.

مجرم به تمام تهمه‌ها گناه کرد.

juvenile offenders are treated differently under the law.

مجرم‌های جوان تحت قانون به صورت متفاوتی در نظر گرفته می‌شوند.

the offender confessed to the crime.

مجرم به جرم خود اعتراف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید