offloader truck
تریلی تخلیه بار
become an offloader
به تخلیهکننده تبدیل شوید
offloader position
موقعیت تخلیهکننده
offloader job
شغل تخلیهکننده
offloader duties
وظایف تخلیهکننده
offloader training
آموزش تخلیهکننده
the port needed an offloader to move the containers quickly.
بندر به یک تخلیهکننده برای جابجایی سریع کانتینرها نیاز داشت.
we hired an experienced offloader for the heavy lifting job.
ما یک تخلیهکننده با تجربه را برای انجام کار سنگین استخدام کردیم.
the offloader malfunctioned, delaying the shipment schedule.
تخلیهکننده دچار نقص فنی شد و برنامه حمل و نقل را به تاخیر انداخت.
safety checks are crucial before operating the offloader.
بررسیهای ایمنی قبل از کار کردن با تخلیهکننده ضروری هستند.
the new offloader boasts increased efficiency and speed.
تخلیهکننده جدید از کارایی و سرعت بیشتری برخوردار است.
the offloader operator needs proper training and certification.
اپراتور تخلیهکننده به آموزش و گواهینامه مناسب نیاز دارد.
regular maintenance prevents breakdowns of the vital offloader.
تعویض منظم قطعات از خرابی تخلیهکننده حیاتی جلوگیری میکند.
the offloader’s hydraulic system requires careful monitoring.
سیستم هیدرولیک تخلیهکننده نیاز به نظارت دقیق دارد.
they used a large offloader to unload the bulk cargo.
آنها از یک تخلیهکننده بزرگ برای تخلیه بار عمده استفاده کردند.
the offloader’s reach extended far beyond the ship’s edge.
برد تخلیهکننده بسیار فراتر از لبه کشتی بود.
the team coordinated the offloader’s movements precisely.
تیم به طور دقیق حرکات تخلیهکننده را هماهنگ کرد.
offloader truck
تریلی تخلیه بار
become an offloader
به تخلیهکننده تبدیل شوید
offloader position
موقعیت تخلیهکننده
offloader job
شغل تخلیهکننده
offloader duties
وظایف تخلیهکننده
offloader training
آموزش تخلیهکننده
the port needed an offloader to move the containers quickly.
بندر به یک تخلیهکننده برای جابجایی سریع کانتینرها نیاز داشت.
we hired an experienced offloader for the heavy lifting job.
ما یک تخلیهکننده با تجربه را برای انجام کار سنگین استخدام کردیم.
the offloader malfunctioned, delaying the shipment schedule.
تخلیهکننده دچار نقص فنی شد و برنامه حمل و نقل را به تاخیر انداخت.
safety checks are crucial before operating the offloader.
بررسیهای ایمنی قبل از کار کردن با تخلیهکننده ضروری هستند.
the new offloader boasts increased efficiency and speed.
تخلیهکننده جدید از کارایی و سرعت بیشتری برخوردار است.
the offloader operator needs proper training and certification.
اپراتور تخلیهکننده به آموزش و گواهینامه مناسب نیاز دارد.
regular maintenance prevents breakdowns of the vital offloader.
تعویض منظم قطعات از خرابی تخلیهکننده حیاتی جلوگیری میکند.
the offloader’s hydraulic system requires careful monitoring.
سیستم هیدرولیک تخلیهکننده نیاز به نظارت دقیق دارد.
they used a large offloader to unload the bulk cargo.
آنها از یک تخلیهکننده بزرگ برای تخلیه بار عمده استفاده کردند.
the offloader’s reach extended far beyond the ship’s edge.
برد تخلیهکننده بسیار فراتر از لبه کشتی بود.
the team coordinated the offloader’s movements precisely.
تیم به طور دقیق حرکات تخلیهکننده را هماهنگ کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید