offsides

[ایالات متحده]/ˌɒfˈsaɪdz/
[بریتانیا]/ˌɔːfˈsaɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موقعیت بازیکنی که به خط دروازه حریف نزدیک‌تر است از هر دو توپ و دومین حریف آخر زمانی که توپ بازی می‌شود
adj. در موقعیتی که آفساید است
adv. در موقعیت آفساید

عبارات و ترکیب‌ها

stay offsides

از خط آفساید عبور نکنید

called offsides

آفساید اعلام شد

flag for offsides

پرچم آفساید

offsides rule

قانون آفساید

avoid offsides

از آفساید اجتناب کنید

offside position

موقعیت آفساید

offsides call

احتمال آفساید

offsides trap

تله آفساید

offsides play

بازی آفساید

defend offsides

دفاع در برابر آفساید

جملات نمونه

the player was called offsides during the match.

بازیکن در حین بازی آفساید اعلام شد.

he argued that the offsides rule is too complicated.

او استدلال کرد که قانون آفساید خیلی پیچیده است.

she scored a goal, but it was ruled offsides.

او گل زد، اما آفساید اعلام شد.

the coach was frustrated with the repeated offsides calls.

مربی از تکرار آفسایدها ناامید بود.

understanding offsides is crucial for soccer players.

درک آفساید برای بازیکنان فوتبال بسیار مهم است.

the referee made a controversial offsides decision.

داور تصمیمی بحث‌برانگیز در مورد آفساید گرفت.

he was caught offsides just before the halftime.

او درست قبل از نیمه وقت آفساید شد.

offsides can change the momentum of the game.

آفساید می‌تواند روند بازی را تغییر دهد.

fans often debate whether a player was offsides.

هواداران اغلب بحث می‌کنند که آیا یک بازیکن آفساید بوده است یا خیر.

the offsides rule is often misunderstood by newcomers.

قانون آفساید اغلب توسط افراد جدید به درستی درک نمی‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید