ogon

[ایالات متحده]/ˈɒɡɒn/
[بریتانیا]/ˈoʊɡɒn/

ترجمه

n. شبکه جهانی یکپارچه
شکل‌های واژه
جمعogons

جملات نمونه

pies merza ogonem.

سگ با دم خود می‌زنه.

kot schował ogon pod siebie.

میش دم خود را زیر خود پنهان کرد.

macham ogonem jak lis.

دم خود را مانند گربه می‌چرخاند.

szczur ma długi ogon.

گرگ دم طولانی دارد.

ogon jaszczurki odrosł.

دم سُپِرِخِنِ دوباره رشد کرد.

koń strząsa ogonem muchy.

اسب با دم خود حشرات را از خود پرتاب می‌کند.

wiewiórka używa ogona jako steru.

کوکوک دم خود را به عنوان یک میله کنترل استفاده می‌کند.

puszysty ogon lwa.

دم شیر پربرکن است.

pies biega z ogonem między nogami.

سگ با دم خود بین پاهایش می‌دوید.

ogon pawia jest kolorowy.

دم پرندگان گوهری رنگ دارد.

ogon małpy jest bardzo długi.

دم ماراکو دوباره رشد کرد.

ogon krowi jest krótki.

دم گوسفند کوتاه است.

wilk macha ogonem gdy jest szczęśliwy.

خوک با دم خود می‌چرخاند وقتی خوشحال است.

szczur schował ogon w norze.

گرگ دم خود را در گوره پنهان کرد.

gekon gubi ogon gdy jest w niebezpieczeństwie.

جکوون دم خود را از دست می‌دهد وقتی در معرض خطر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید