oilier

[ایالات متحده]/ˈɔɪlɪə/
[بریتانیا]/ˈɔɪliər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن روغن بر روی سطح؛ چرب یا چربی؛ به شدت چاپلوس؛ صاف یا لغزنده در بافت

عبارات و ترکیب‌ها

oilier skin

پوست چرب‌تر

oilier hair

موهای چرب‌تر

oilier texture

بافت چرب‌تر

oilier products

محصولات چرب‌تر

oilier appearance

ظاهر چرب‌تر

oilier surface

سطح چرب‌تر

oilier foods

غذاهای چرب‌تر

oilier conditions

شرایط چرب‌تر

oilier climate

آب و هوای چرب‌تر

oilier finish

پایان چرب‌تر

جملات نمونه

my skin feels oilier in the summer heat.

پوست من در گرمای تابستان چرب‌تر احساس می‌شود.

she prefers oilier foods for their flavor.

او غذاهای چرب‌تر را به دلیل طعمشان ترجیح می‌دهد.

after exercising, my hair tends to get oilier.

بعد از ورزش، موهایم معمولاً چرب‌تر می‌شود.

the oilier the paint, the smoother the finish.

هرچه رنگ چرب‌تر باشد، سطح آن صاف‌تر خواهد بود.

some people have oilier skin than others.

برخی افراد پوست چرب‌تری نسبت به دیگران دارند.

he noticed his hands were oilier after working on the car.

او متوجه شد که دست‌هایش بعد از کار کردن روی ماشین چرب‌تر شده‌اند.

on hot days, my face feels oilier than usual.

در روزهای گرم، صورتم نسبت به همیشه چرب‌تر احساس می‌شود.

she applied a toner to reduce her oilier complexion.

او از یک تونر برای کاهش رنگ پوست چربش استفاده کرد.

oilier hair requires special shampoo.

موهای چرب‌تر به شامپوی خاص نیاز دارند.

he prefers oilier sauces on his pasta.

او سس‌های چرب‌تر را روی غذای پاستا خود ترجیح می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید