| جمع | omertas |
code of omerta
قانون سکوت
practice omerta
اجرای سکوت
omerta code
قانون امِرتا
omerta silence
سکوت امِرتا
embrace omerta
پذیرش سکوت
live omerta
زندگی با سکوت
break omerta
شکستن سکوت
honor omerta
احترام به سکوت
defy omerta
به چالش کشیدن سکوت
maintain omerta
حفظ سکوت
many organized crime groups enforce omerta among their members.
بسیاری از گروههای جنایتکاری، قانون سکوت (امِرتا) را در بین اعضای خود تحمیل میکنند.
breaking omerta can lead to severe consequences.
نقض امِرتا میتواند منجر به عواقب وخیمی شود.
he was raised to respect the code of omerta.
او برای احترام به قانون امِرتا بزرگ شده است.
omerta is often romanticized in movies about the mafia.
امِرتا اغلب در فیلمهایی درباره مافیا اغراقآمیز به تصویر کشیده میشود.
the witness chose to uphold omerta despite the threats.
شهادتدهنده با وجود تهدیدها تصمیم گرفت قانون امِرتا را رعایت کند.
in the world of crime, omerta is a sign of loyalty.
در دنیای جنایت، امِرتا نشانهای از وفاداری است.
he understood that omerta was a way of life for his family.
او فهمید که امِرتا یک سبک زندگی برای خانوادهاش بود.
many fear the repercussions of breaking omerta.
بسیاری از مردم از عواقب نقض امِرتا میترسند.
omerta creates a culture of silence in criminal organizations.
امِرتا فرهنگ سکوت را در سازمانهای جنایتکار ایجاد میکند.
he was a victim of omerta, unable to speak out.
او قربانی امِرتا بود و نتوانست صحبت کند.
code of omerta
قانون سکوت
practice omerta
اجرای سکوت
omerta code
قانون امِرتا
omerta silence
سکوت امِرتا
embrace omerta
پذیرش سکوت
live omerta
زندگی با سکوت
break omerta
شکستن سکوت
honor omerta
احترام به سکوت
defy omerta
به چالش کشیدن سکوت
maintain omerta
حفظ سکوت
many organized crime groups enforce omerta among their members.
بسیاری از گروههای جنایتکاری، قانون سکوت (امِرتا) را در بین اعضای خود تحمیل میکنند.
breaking omerta can lead to severe consequences.
نقض امِرتا میتواند منجر به عواقب وخیمی شود.
he was raised to respect the code of omerta.
او برای احترام به قانون امِرتا بزرگ شده است.
omerta is often romanticized in movies about the mafia.
امِرتا اغلب در فیلمهایی درباره مافیا اغراقآمیز به تصویر کشیده میشود.
the witness chose to uphold omerta despite the threats.
شهادتدهنده با وجود تهدیدها تصمیم گرفت قانون امِرتا را رعایت کند.
in the world of crime, omerta is a sign of loyalty.
در دنیای جنایت، امِرتا نشانهای از وفاداری است.
he understood that omerta was a way of life for his family.
او فهمید که امِرتا یک سبک زندگی برای خانوادهاش بود.
many fear the repercussions of breaking omerta.
بسیاری از مردم از عواقب نقض امِرتا میترسند.
omerta creates a culture of silence in criminal organizations.
امِرتا فرهنگ سکوت را در سازمانهای جنایتکار ایجاد میکند.
he was a victim of omerta, unable to speak out.
او قربانی امِرتا بود و نتوانست صحبت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید