one-room

[ایالات متحده]/wʌnˈruːm/
[بریتانیا]/wʌnˈrum/

ترجمه

adj. تشکیل‌شده از یک اتاق

عبارات و ترکیب‌ها

one-room apartment

آپارتمان یک اتاقه

one-room schoolhouse

مدارس یک اتاقه

one-room cabin

کلبه یک اتاقه

one-room cottage

کلبه کوچک یک اتاقه

one-room office

دفتر یک اتاقه

one-room dwelling

خانه یک اتاقه

one-room studio

استودیو یک اتاقه

one-room house

خانه یک اتاقه

one-room setup

راه‌اندازی یک اتاقه

one-room space

فضای یک اتاقه

جملات نمونه

they lived in a small one-room apartment downtown.

آنها در یک آپارتمان کوچک یک اتاقه در مرکز شهر زندگی می‌کردند.

the one-room cabin offered stunning views of the lake.

کلبه یک اتاقه منظره‌ای خیره‌کننده از دریاچه را ارائه می‌داد.

she transformed the one-room office into a creative space.

او دفتر یک اتاقه را به فضایی خلاقانه تبدیل کرد.

he bought a one-room cottage by the seaside.

او یک کلبه یک اتاقه در کنار دریا خرید.

the one-room studio was perfect for a single artist.

استودیو یک اتاقه برای یک هنرمند تنها عالی بود.

we crammed all our belongings into the one-room flat.

ما تمام وسایل خود را در آپارتمان یک اتاقه جا دادیم.

the one-room shack was their only shelter during the storm.

کلبه یک اتاقه تنها سرپناه آنها در طول طوفان بود.

the one-room schoolhouse served the small rural community.

مدارس یک اتاقه به جامعه روستایی کوچک خدمت می‌کرد.

despite its size, the one-room house felt like a home.

با وجود اندازه کوچک، خانه یک اتاقه مانند یک خانه احساس می‌شد.

the one-room efficiency was surprisingly well-designed.

واحد یک اتاقه به طرز شگفت انگیزی به خوبی طراحی شده بود.

they renovated the one-room space into a modern living area.

آنها فضای یک اتاقه را به یک فضای نشیمن مدرن بازسازی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید