operationality

[ایالات متحده]/ˌɒpəreɪˈʃənəlɪti/
[بریتانیا]/ˌɑːpəreɪˈʃənælɪti/

ترجمه

n. کیفیتی یا وضعیتی بودن عملیاتی؛ توانایی استفاده یا عملکرد مؤثر.

عبارات و ترکیب‌ها

operationality levels

سطح عملیاتی

assess operationality

ارزیابی عملیاتی

operationality metrics

معیارهای عملیاتی

operationality index

شاخص عملیاتی

operationality assessment

ارزیابی عملیاتی

operationality requirements

الزامات عملیاتی

improve operationality

بهبود عملیاتی

operationality standards

استانداردهای عملیاتی

operationality framework

چارچوب عملیاتی

operationality monitoring

نظارت بر عملیاتی

جملات نمونه

the operationality of our backup systems is critical for disaster recovery.

عملکرد سیستم‌های پشتیبان‌گیری ما برای بازیابی از فاجعه بسیار حیاتی است.

we conducted a comprehensive operationality assessment before launching the new platform.

ما قبل از راه‌اندازی پلتفرم جدید، یک ارزیابی جامع از عملکرد انجام دادیم.

regular testing ensures the operationality of all safety equipment.

آزمایش‌های منظم، عملکرد تمامی تجهیزات ایمنی را تضمین می‌کند.

the operationality standards for medical devices are extremely strict.

استانداردهای عملکرد برای دستگاه‌های پزشکی بسیار سخت‌گیرانه هستند.

our team works around the clock to maintain full operationality of the network.

تیم ما شبانه روزی برای حفظ عملکرد کامل شبکه تلاش می‌کند.

the operationality report reveals that all systems are functioning at optimal levels.

گزارش عملکرد نشان می‌دهد که همه سیستم‌ها در بالاترین سطح عملکرد کار می‌کنند.

operationality verification is required before any nuclear facility can commence operations.

قبل از شروع فعالیت هر تأسیسات هسته‌ای، تأیید عملکرد مورد نیاز است.

the operationality criteria for aerospace components exceed those of standard industrial equipment.

معیارهای عملکرد برای اجزای هوافضا از تجهیزات صنعتی استاندارد بیشتر است.

we achieved full operationality of the factory three months ahead of schedule.

ما توانستیم عملکرد کامل کارخانه را سه ماه زودتر از زمان مقرر به دست آوریم.

the operationality monitoring system alerts us to any potential failures.

سیستم نظارت بر عملکرد، ما را از هرگونه خرابی احتمالی مطلع می‌کند.

operationality certification is mandatory for all commercial aircraft.

گواهینامه عملکرد برای کلیه هواپیماهای تجاری اجباری است.

the operationality level of our servers has improved significantly after the upgrade.

سطح عملکرد سرورهای ما پس از ارتقا به طور قابل توجهی بهبود یافته است.

ensuring operationality during peak hours remains our top priority.

تضمین عملکرد در ساعات اوج مصرف همچنان اولویت اصلی ما است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید