optima

[ایالات متحده]/ˈɒptɪmə/
[بریتانیا]/ˈɑːptɪmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بهترین شرایط یا حالت؛ مناسب‌ترین مقدار غذا؛ مطلوب‌ترین شرایط؛ درجه بهینه

عبارات و ترکیب‌ها

optima solution

راه حل بهینه

optima performance

عملکرد بهینه

optima settings

تنظیمات بهینه

optima design

طراحی بهینه

optima strategy

استراتژی بهینه

optima results

نتایج بهینه

optima balance

تعادل بهینه

optima choice

انتخاب بهینه

optima level

سطح بهینه

optima approach

رویکرد بهینه

جملات نمونه

we need to find the optima for this function.

ما باید بهینه را برای این تابع پیدا کنیم.

achieving optima in our processes can reduce costs.

رسیدن بهینه در فرآیندهای ما می تواند هزینه ها را کاهش دهد.

the optima of the project were discussed in the meeting.

بهینه های پروژه در جلسه مورد بحث قرار گرفت.

finding the optima requires careful analysis.

پیدا کردن بهینه نیاز به تجزیه و تحلیل دقیق دارد.

we aim to achieve the optima in resource allocation.

هدف ما دستیابی به بهینه در تخصیص منابع است.

identifying optima can lead to better decision-making.

شناسایی بهینه ها می تواند منجر به تصمیم گیری بهتر شود.

the software helps in calculating the optima efficiently.

نرم افزار به محاسبه بهینه به طور کارآمد کمک می کند.

she is focused on finding the optima for her research.

او بر یافتن بهینه برای تحقیقات خود تمرکز دارد.

optima in marketing strategies can enhance customer engagement.

بهینه در استراتژی های بازاریابی می تواند تعامل مشتری را افزایش دهد.

we should evaluate the optima before making a final decision.

ما باید قبل از اتخاذ تصمیم نهایی بهینه را ارزیابی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید