optima solution
راه حل بهینه
optima performance
عملکرد بهینه
optima settings
تنظیمات بهینه
optima design
طراحی بهینه
optima strategy
استراتژی بهینه
optima results
نتایج بهینه
optima balance
تعادل بهینه
optima choice
انتخاب بهینه
optima level
سطح بهینه
optima approach
رویکرد بهینه
we need to find the optima for this function.
ما باید بهینه را برای این تابع پیدا کنیم.
achieving optima in our processes can reduce costs.
رسیدن بهینه در فرآیندهای ما می تواند هزینه ها را کاهش دهد.
the optima of the project were discussed in the meeting.
بهینه های پروژه در جلسه مورد بحث قرار گرفت.
finding the optima requires careful analysis.
پیدا کردن بهینه نیاز به تجزیه و تحلیل دقیق دارد.
we aim to achieve the optima in resource allocation.
هدف ما دستیابی به بهینه در تخصیص منابع است.
identifying optima can lead to better decision-making.
شناسایی بهینه ها می تواند منجر به تصمیم گیری بهتر شود.
the software helps in calculating the optima efficiently.
نرم افزار به محاسبه بهینه به طور کارآمد کمک می کند.
she is focused on finding the optima for her research.
او بر یافتن بهینه برای تحقیقات خود تمرکز دارد.
optima in marketing strategies can enhance customer engagement.
بهینه در استراتژی های بازاریابی می تواند تعامل مشتری را افزایش دهد.
we should evaluate the optima before making a final decision.
ما باید قبل از اتخاذ تصمیم نهایی بهینه را ارزیابی کنیم.
optima solution
راه حل بهینه
optima performance
عملکرد بهینه
optima settings
تنظیمات بهینه
optima design
طراحی بهینه
optima strategy
استراتژی بهینه
optima results
نتایج بهینه
optima balance
تعادل بهینه
optima choice
انتخاب بهینه
optima level
سطح بهینه
optima approach
رویکرد بهینه
we need to find the optima for this function.
ما باید بهینه را برای این تابع پیدا کنیم.
achieving optima in our processes can reduce costs.
رسیدن بهینه در فرآیندهای ما می تواند هزینه ها را کاهش دهد.
the optima of the project were discussed in the meeting.
بهینه های پروژه در جلسه مورد بحث قرار گرفت.
finding the optima requires careful analysis.
پیدا کردن بهینه نیاز به تجزیه و تحلیل دقیق دارد.
we aim to achieve the optima in resource allocation.
هدف ما دستیابی به بهینه در تخصیص منابع است.
identifying optima can lead to better decision-making.
شناسایی بهینه ها می تواند منجر به تصمیم گیری بهتر شود.
the software helps in calculating the optima efficiently.
نرم افزار به محاسبه بهینه به طور کارآمد کمک می کند.
she is focused on finding the optima for her research.
او بر یافتن بهینه برای تحقیقات خود تمرکز دارد.
optima in marketing strategies can enhance customer engagement.
بهینه در استراتژی های بازاریابی می تواند تعامل مشتری را افزایش دهد.
we should evaluate the optima before making a final decision.
ما باید قبل از اتخاذ تصمیم نهایی بهینه را ارزیابی کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید