musical orchestrations
ارکستراسیونهای موسیقی
orchestrations of events
ارکستراسیون رویدادها
complex orchestrations
ارکستراسیونهای پیچیده
orchestrations for theater
ارکستراسیون برای تئاتر
orchestrations in music
ارکستراسیون در موسیقی
orchestrations of sound
ارکستراسیون صدا
live orchestrations
ارکستراسیون زنده
orchestrations for film
ارکستراسیون برای فیلم
orchestrations of ideas
ارکستراسیون ایدهها
orchestrations of music
ارکستراسیون موسیقی
the orchestrations in this symphony are breathtaking.
اجراهای این سمفونی نفسگرفتکننده هستند.
her orchestrations bring a unique flavor to the music.
اجراهای او طعم منحصر به فردی به موسیقی میبخشند.
he studied various orchestrations to improve his skills.
او برای بهبود مهارتهای خود، اجراهای مختلف را مطالعه کرد.
the film's orchestrations perfectly match the emotional scenes.
اجراهای فیلم به طور کامل با صحنههای احساسی مطابقت دارند.
many composers are known for their intricate orchestrations.
بسیاری از آهنگسازان به دلیل اجراهای پیچیده خود شناخته شده اند.
orchestrations can greatly enhance a live performance.
اجراها میتوانند به طور قابل توجهی یک اجرای زنده را ارتقا دهند.
she is working on new orchestrations for the concert.
او روی اجراهای جدید برای کنسرت کار می کند.
the orchestrations of classical pieces are often very detailed.
اجراهای قطعات کلاسیک اغلب بسیار دقیق هستند.
orchestrations play a crucial role in musical storytelling.
اجراها نقش مهمی در روایت داستان موسیقی ایفا می کنند.
his orchestrations have received critical acclaim from experts.
اجراهای او مورد تحسین منتقدان قرار گرفته است.
musical orchestrations
ارکستراسیونهای موسیقی
orchestrations of events
ارکستراسیون رویدادها
complex orchestrations
ارکستراسیونهای پیچیده
orchestrations for theater
ارکستراسیون برای تئاتر
orchestrations in music
ارکستراسیون در موسیقی
orchestrations of sound
ارکستراسیون صدا
live orchestrations
ارکستراسیون زنده
orchestrations for film
ارکستراسیون برای فیلم
orchestrations of ideas
ارکستراسیون ایدهها
orchestrations of music
ارکستراسیون موسیقی
the orchestrations in this symphony are breathtaking.
اجراهای این سمفونی نفسگرفتکننده هستند.
her orchestrations bring a unique flavor to the music.
اجراهای او طعم منحصر به فردی به موسیقی میبخشند.
he studied various orchestrations to improve his skills.
او برای بهبود مهارتهای خود، اجراهای مختلف را مطالعه کرد.
the film's orchestrations perfectly match the emotional scenes.
اجراهای فیلم به طور کامل با صحنههای احساسی مطابقت دارند.
many composers are known for their intricate orchestrations.
بسیاری از آهنگسازان به دلیل اجراهای پیچیده خود شناخته شده اند.
orchestrations can greatly enhance a live performance.
اجراها میتوانند به طور قابل توجهی یک اجرای زنده را ارتقا دهند.
she is working on new orchestrations for the concert.
او روی اجراهای جدید برای کنسرت کار می کند.
the orchestrations of classical pieces are often very detailed.
اجراهای قطعات کلاسیک اغلب بسیار دقیق هستند.
orchestrations play a crucial role in musical storytelling.
اجراها نقش مهمی در روایت داستان موسیقی ایفا می کنند.
his orchestrations have received critical acclaim from experts.
اجراهای او مورد تحسین منتقدان قرار گرفته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید