orientalise culture
غربیسازی فرهنگ
orientalise art
غربیسازی هنر
orientalise aesthetics
غربیسازی زیباییشناسی
orientalise identity
غربیسازی هویت
orientalise fashion
غربیسازی مد
orientalise narrative
غربیسازی روایت
orientalise perspective
غربیسازی دیدگاه
orientalise themes
غربیسازی موضوعات
orientalise symbols
غربیسازی نمادها
orientalise tradition
غربیسازی سنت
they decided to orientalise their marketing strategy.
آنها تصمیم گرفتند استراتژی بازاریابی خود را به سبک شرقی درآورند.
his artwork aims to orientalise traditional themes.
آثار هنری او به گونهای طراحی شدهاند که مضامین سنتی را به سبک شرقی نشان دهند.
we should not attempt to orientalise other cultures.
نباید سعی کرد فرهنگهای دیگر را به سبک شرقی درآورد.
the film tries to orientalise the protagonist's journey.
فیلم سعی میکند سفر شخصیت اصلی را به سبک شرقی نشان دهد.
many authors choose to orientalise their narratives.
نویسندگان زیادی انتخاب میکنند داستانهای خود را به سبک شرقی بیان کنند.
critics argue that it is problematic to orientalise history.
منتقدان استدلال میکنند که به سبک شرقی درآوردن تاریخ مشکلساز است.
she wants to orientalise her home decor.
او میخواهد دکوراسیون خانهاش را به سبک شرقی درآورد.
they aim to orientalise the fashion collection.
آنها قصد دارند مجموعه مد را به سبک شرقی درآورند.
some designers choose to orientalise their clothing lines.
برخی از طراحان انتخاب میکنند خطوط لباس خود را به سبک شرقی درآورند.
it's essential to understand the implications of orientalising cultures.
درک پیامدهای به سبک شرقی درآوردن فرهنگها ضروری است.
orientalise culture
غربیسازی فرهنگ
orientalise art
غربیسازی هنر
orientalise aesthetics
غربیسازی زیباییشناسی
orientalise identity
غربیسازی هویت
orientalise fashion
غربیسازی مد
orientalise narrative
غربیسازی روایت
orientalise perspective
غربیسازی دیدگاه
orientalise themes
غربیسازی موضوعات
orientalise symbols
غربیسازی نمادها
orientalise tradition
غربیسازی سنت
they decided to orientalise their marketing strategy.
آنها تصمیم گرفتند استراتژی بازاریابی خود را به سبک شرقی درآورند.
his artwork aims to orientalise traditional themes.
آثار هنری او به گونهای طراحی شدهاند که مضامین سنتی را به سبک شرقی نشان دهند.
we should not attempt to orientalise other cultures.
نباید سعی کرد فرهنگهای دیگر را به سبک شرقی درآورد.
the film tries to orientalise the protagonist's journey.
فیلم سعی میکند سفر شخصیت اصلی را به سبک شرقی نشان دهد.
many authors choose to orientalise their narratives.
نویسندگان زیادی انتخاب میکنند داستانهای خود را به سبک شرقی بیان کنند.
critics argue that it is problematic to orientalise history.
منتقدان استدلال میکنند که به سبک شرقی درآوردن تاریخ مشکلساز است.
she wants to orientalise her home decor.
او میخواهد دکوراسیون خانهاش را به سبک شرقی درآورد.
they aim to orientalise the fashion collection.
آنها قصد دارند مجموعه مد را به سبک شرقی درآورند.
some designers choose to orientalise their clothing lines.
برخی از طراحان انتخاب میکنند خطوط لباس خود را به سبک شرقی درآورند.
it's essential to understand the implications of orientalising cultures.
درک پیامدهای به سبک شرقی درآوردن فرهنگها ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید