ouchie

[ایالات متحده]/ˈaʊtʃi/
[بریتانیا]/ˈaʊtʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(Internet slang) یک خنده‌باز؛ یک شوخ‌طبع.

عبارات و ترکیب‌ها

ouchie moment

لحظه درد

big ouchie

درد بزرگ

little ouchie

درد کوچک

ouchie pain

درد ناشی از آسیب

ouchies everywhere

در همه جا درد

ouchie again

باز هم درد

new ouchie

درد جدید

old ouchie

درد قدیمی

ouchie healed

درد بهبود یافته

ouchies healed

دردهای بهبود یافته

جملات نمونه

i bumped my elbow on the doorframe and said, ouchie.

من روی قاب در زدم و گفتم: آخ!

ouchie, that paper cut stings.

آخ، آن برش روی کاغذ دردناک است.

the hot coffee splashed my hand and i went, ouchie.

قهوه داغ روی دستم پاشید و گفتم: آخ!

i twisted my ankle on the stairs, ouchie.

من در پله‌ها پیچ خوردم، آخ!

ouchie, i got a splinter from the old bench.

آخ، یک خار از نیمکت قدیمی گرفتم.

she stepped on my toe and i yelped, ouchie.

او روی انگشت پای من پا گذاشت و گفتم: آخ!

ouchie, this bruise hurts when i press it.

آخ، این کبودی وقتی آن را فشار می‌دهم درد می‌کند.

i scraped my knee on the pavement and muttered, ouchie.

من زانویم را روی پیاده‌رو خراش دادم و زمزمه کردم: آخ!

ouchie, that mosquito bite itches and hurts.

آخ، آن گزش نیش پشه‌ خارش می‌گیرد و درد می‌کند.

the tight shoes gave me an ouchie blister.

آن کفش‌های تنگ باعث شدند یک تاول آخ بگیرم.

ouchie, my sunburn is really sore today.

آخ، آفتاب سوختگی من امروز خیلی درد می‌کند.

i pricked my finger on the needle and said, ouchie.

من انگشت دستم را با سوزن خراشیدم و گفتم: آخ!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید