outbraving

[ایالات متحده]/aʊtˈbreɪv/
[بریتانیا]/aʊtˈbreɪv/

ترجمه

vt. با شجاعت با چیزی مواجه شدن؛ در شجاعت فراتر رفتن
v. در شجاعت فراتر رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

outbrave the storm

غلبه بر طوفان

outbrave the odds

غلبه بر شانس‌ها

outbrave your fears

غلبه بر ترس‌های خود

outbrave the challenge

غلبه بر چالش

outbrave the enemy

غلبه بر دشمن

outbrave the darkness

غلبه بر تاریکی

outbrave your limits

غلبه بر محدودیت‌های خود

outbrave the competition

غلبه بر رقابت

outbrave the past

غلبه بر گذشته

outbrave the critics

غلبه بر منتقدان

جملات نمونه

he tried to outbrave his fears during the challenge.

او تلاش کرد تا ترس‌های خود را در طول چالش غلبه کند.

she managed to outbrave all her competitors in the race.

او موفق شد بر تمام رقبای خود در مسابقه غلبه کند.

to outbrave the storm, they set sail with determination.

برای غلبه بر طوفان، آنها با عزمی راسخ به دریان رفتند.

he always tries to outbrave his friends in adventurous activities.

او همیشه سعی می‌کند دوستان خود را در فعالیت‌های ماجراجویانه غلبه کند.

they outbraved the odds and completed the climb.

آنها شانس‌ها را پشت سر گذاشتند و صعود را به پایان رساندند.

she outbraved her doubts and delivered a great speech.

او بر تردیدهای خود غلبه کرد و یک سخنرانی عالی ارائه داد.

in order to outbrave his past mistakes, he worked hard.

برای غلبه بر اشتباهات گذشته‌اش، او سخت کار کرد.

the team aimed to outbrave their previous failures.

تیم قصد داشت بر شکست‌های قبلی خود غلبه کند.

she decided to outbrave her insecurities and join the team.

او تصمیم گرفت بر ناامنی‌های خود غلبه کند و به تیم بپیوندد.

outbraving the challenges, he emerged victorious.

با غلبه بر چالش‌ها، او پیروز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید