outcasting

[ایالات متحده]/ˈaʊtkɑːstɪŋ/
[بریتانیا]/ˈaʊtkæstɪŋ/

ترجمه

n. فردی که بی‌خانمان یا اخراج شده است
adj. رها شده؛ بی‌خانمان؛ اخراج شده

عبارات و ترکیب‌ها

outcasting behavior

رفتار طرد شدگی

outcasting group

گروه طرد شده

outcasting process

فرآیند طرد

outcasting individuals

افراد طرد شده

outcasting effects

اثرات طرد

outcasting dynamics

پویایی طرد

outcasting practices

روش‌های طرد

outcasting strategies

استراتژی‌های طرد

outcasting incidents

حوادث طرد

outcasting trends

روندهای طرد

جملات نمونه

outcasting individuals can lead to a toxic environment.

افراد طرد شده می‌توانند منجر به ایجاد یک محیط سمی شوند.

he felt outcasting from his friend group after the argument.

او پس از بحث، احساس طرد شدگی از گروه دوستانش را داشت.

outcasting can harm a person's mental health.

طرد شدن می‌تواند به سلامت روان یک فرد آسیب برساند.

she spoke out against outcasting in her community.

او با صدای بلند با طرد شدن در جامعه خود مخالفت کرد.

outcasting often stems from fear of differences.

طرد شدن اغلب از ترس از تفاوت‌ها نشأت می‌گیرد.

they organized a campaign to combat outcasting.

آنها یک کمپین برای مبارزه با طرد شدن سازماندهی کردند.

outcasting can lead to feelings of isolation.

طرد شدن می‌تواند منجر به احساس انزوا شود.

addressing outcasting requires open communication.

رسیدگی به طرد شدن نیاز به ارتباطات باز دارد.

outcasting often occurs in workplace settings.

طرد شدن اغلب در محیط‌های کار رخ می‌دهد.

he wrote an article on the consequences of outcasting.

او مقاله‌ای در مورد عواقب طرد شدن نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید