outfighting opponents
حریفان در حال مبارزه
outfighting rivals
رقبای در حال مبارزه
outfighting challenges
چالشهای مبارزه
outfighting limits
محدودیتهای مبارزه
outfighting adversity
مشکلات مبارزه
outfighting fears
ترسهای مبارزه
outfighting doubts
شکهای مبارزه
outfighting expectations
انتظارات مبارزه
outfighting obstacles
مانعهای مبارزه
he is known for outfighting his opponents in the ring.
او به خاطر درگیری با حریفانش در رینگ شناخته شده است.
the team focused on outfighting their rivals this season.
تیم این فصل بر درگیری با رقبای خود تمرکز کرد.
outfighting requires not just strength but also strategy.
درگیری نیازمند نه تنها قدرت، بلکه استراتژی نیز است.
they trained hard to improve their outfighting skills.
آنها سخت تمرین کردند تا مهارت های درگیری خود را بهبود بخشند.
outfighting can turn the tide of a close match.
درگیری می تواند روند یک مسابقه نزدیک را تغییر دهد.
she believes in outfighting her fears to achieve success.
او معتقد است که برای رسیدن به موفقیت باید ترس های خود را درگیر کند.
the boxer showcased his outfighting techniques during the match.
боксе در طول مسابقه تکنیک های درگیری خود را به نمایش گذاشت.
outfighting is essential in competitive sports.
درگیری در ورزش های رقابتی ضروری است.
they developed new tactics for outfighting their competition.
آنها تاکتیک های جدیدی برای درگیری با رقابت خود توسعه دادند.
outfighting can lead to unexpected victories.
درگیری می تواند منجر به پیروزی های غیرمنتظره شود.
outfighting opponents
حریفان در حال مبارزه
outfighting rivals
رقبای در حال مبارزه
outfighting challenges
چالشهای مبارزه
outfighting limits
محدودیتهای مبارزه
outfighting adversity
مشکلات مبارزه
outfighting fears
ترسهای مبارزه
outfighting doubts
شکهای مبارزه
outfighting expectations
انتظارات مبارزه
outfighting obstacles
مانعهای مبارزه
he is known for outfighting his opponents in the ring.
او به خاطر درگیری با حریفانش در رینگ شناخته شده است.
the team focused on outfighting their rivals this season.
تیم این فصل بر درگیری با رقبای خود تمرکز کرد.
outfighting requires not just strength but also strategy.
درگیری نیازمند نه تنها قدرت، بلکه استراتژی نیز است.
they trained hard to improve their outfighting skills.
آنها سخت تمرین کردند تا مهارت های درگیری خود را بهبود بخشند.
outfighting can turn the tide of a close match.
درگیری می تواند روند یک مسابقه نزدیک را تغییر دهد.
she believes in outfighting her fears to achieve success.
او معتقد است که برای رسیدن به موفقیت باید ترس های خود را درگیر کند.
the boxer showcased his outfighting techniques during the match.
боксе در طول مسابقه تکنیک های درگیری خود را به نمایش گذاشت.
outfighting is essential in competitive sports.
درگیری در ورزش های رقابتی ضروری است.
they developed new tactics for outfighting their competition.
آنها تاکتیک های جدیدی برای درگیری با رقابت خود توسعه دادند.
outfighting can lead to unexpected victories.
درگیری می تواند منجر به پیروزی های غیرمنتظره شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید