outfought

[ایالات متحده]/aʊtˈfɔːt/
[بریتانیا]/aʊtˈfɔt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را در یک مبارزه یا مسابقه شکست دادن

عبارات و ترکیب‌ها

outfought the opponent

در برابر حریف خود غلبه کرد

outfought in battle

در نبرد غلبه کرد

outfought by rivals

توسط رقبای خود غلبه کرد

outfought for victory

برای پیروزی غلبه کرد

outfought his rivals

بر رقبای خود غلبه کرد

outfought the team

بر تیم غلبه کرد

outfought in competition

در مسابقه غلبه کرد

outfought during match

در طول مسابقه غلبه کرد

outfought with skill

با مهارت غلبه کرد

outfought for title

برای کسب عنوان غلبه کرد

جملات نمونه

the team outfought their rivals in the championship match.

تیم در مسابقه قهرمانی، رقبای خود را شکست داد.

despite being outnumbered, they outfought the enemy.

با وجود اینکه در تعداد نیروها کم بودند، آنها دشمن را شکست دادند.

she outfought her competitors to win the title.

او برای کسب عنوان، رقبای خود را شکست داد.

the boxer outfought his opponent in the final round.

بوکسور حریف خود را در دور آخر شکست داد.

they outfought their opponents with superior strategy.

آنها با یک استراتژی برتر، حریفان خود را شکست دادند.

in the end, skill and determination outfought all odds.

در نهایت، مهارت و اراده بر همه احتمالات غلبه کرد.

the soldiers outfought the insurgents in a fierce battle.

سربازان شورشیان را در یک نبرد شدید شکست دادند.

he outfought everyone in the tournament to claim victory.

او برای کسب پیروزی، همه را در مسابقات شکست داد.

the underdog team outfought the champions in a surprising upset.

تیم بازنده‌ای که انتظار نمی‌رفت، با یک نتیجه غیرمنتظره، قهرمانان را شکست داد.

they knew they had to outfought their fears to succeed.

آنها می‌دانستند که برای موفقیت باید ترس‌های خود را شکست دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید