outgeneral scope
دامنه کلی
outgeneral expectations
انتظارات کلی
outgeneral performance
عملکرد کلی
outgeneral limits
محدودیتهای کلی
outgeneral ideas
ایدههای کلی
outgeneral trends
روندهای کلی
outgeneral goals
اهداف کلی
outgeneral plans
برنامههای کلی
outgeneral needs
نیازهای کلی
outgeneral risks
ریسکهای کلی
he managed to outgeneral his opponent in the debate.
او موفق شد حریف خود را در بحث شکست دهد.
she always finds a way to outgeneral her colleagues at work.
او همیشه راهی برای شکست دادن همکارانش در محل کار پیدا میکند.
the strategist aimed to outgeneral the enemy forces.
استراتژیست قصد داشت نیروهای دشمن را شکست دهد.
in chess, it's crucial to outgeneral your opponent.
در شطرنج، شکست دادن حریف ضروری است.
he outgeneral the competition with innovative ideas.
او با ایدههای نوآورانه رقابت را شکست داد.
to win the game, you must outgeneral your rivals.
برای برنده شدن در بازی، باید رقبای خود را شکست دهید.
the team's coach knows how to outgeneral their rivals.
مربی تیم میداند چگونه رقبای خود را شکست دهد.
she was able to outgeneral the challenges she faced.
او توانست چالشهایی که با آنها روبرو بود را شکست دهد.
in negotiations, it's important to outgeneral the other party.
در مذاکرات، مهم است که طرف مقابل را شکست دهید.
he outgeneral his peers with strategic planning.
او با برنامهریزی استراتژیک همسالان خود را شکست داد.
outgeneral scope
دامنه کلی
outgeneral expectations
انتظارات کلی
outgeneral performance
عملکرد کلی
outgeneral limits
محدودیتهای کلی
outgeneral ideas
ایدههای کلی
outgeneral trends
روندهای کلی
outgeneral goals
اهداف کلی
outgeneral plans
برنامههای کلی
outgeneral needs
نیازهای کلی
outgeneral risks
ریسکهای کلی
he managed to outgeneral his opponent in the debate.
او موفق شد حریف خود را در بحث شکست دهد.
she always finds a way to outgeneral her colleagues at work.
او همیشه راهی برای شکست دادن همکارانش در محل کار پیدا میکند.
the strategist aimed to outgeneral the enemy forces.
استراتژیست قصد داشت نیروهای دشمن را شکست دهد.
in chess, it's crucial to outgeneral your opponent.
در شطرنج، شکست دادن حریف ضروری است.
he outgeneral the competition with innovative ideas.
او با ایدههای نوآورانه رقابت را شکست داد.
to win the game, you must outgeneral your rivals.
برای برنده شدن در بازی، باید رقبای خود را شکست دهید.
the team's coach knows how to outgeneral their rivals.
مربی تیم میداند چگونه رقبای خود را شکست دهد.
she was able to outgeneral the challenges she faced.
او توانست چالشهایی که با آنها روبرو بود را شکست دهد.
in negotiations, it's important to outgeneral the other party.
در مذاکرات، مهم است که طرف مقابل را شکست دهید.
he outgeneral his peers with strategic planning.
او با برنامهریزی استراتژیک همسالان خود را شکست داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید