outgeneralling

[ایالات متحده]/aʊtˈdʒɛn.ər.əl/
[بریتانیا]/aʊtˈdʒɛn.ɚ.əl/

ترجمه

vt. کسی را با استراتژی یا تاکتیک های برتر شکست دادن؛ در توانایی رهبری پیشی گرفتن؛ با تاکتیک های برتر مبارزه کردن؛ هدایت کردن یا تسلط یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

outgeneral scope

دامنه کلی

outgeneral expectations

انتظارات کلی

outgeneral performance

عملکرد کلی

outgeneral limits

محدودیت‌های کلی

outgeneral ideas

ایده‌های کلی

outgeneral trends

روندهای کلی

outgeneral goals

اهداف کلی

outgeneral plans

برنامه‌های کلی

outgeneral needs

نیازهای کلی

outgeneral risks

ریسک‌های کلی

جملات نمونه

he managed to outgeneral his opponent in the debate.

او موفق شد حریف خود را در بحث شکست دهد.

she always finds a way to outgeneral her colleagues at work.

او همیشه راهی برای شکست دادن همکارانش در محل کار پیدا می‌کند.

the strategist aimed to outgeneral the enemy forces.

استراتژیست قصد داشت نیروهای دشمن را شکست دهد.

in chess, it's crucial to outgeneral your opponent.

در شطرنج، شکست دادن حریف ضروری است.

he outgeneral the competition with innovative ideas.

او با ایده‌های نوآورانه رقابت را شکست داد.

to win the game, you must outgeneral your rivals.

برای برنده شدن در بازی، باید رقبای خود را شکست دهید.

the team's coach knows how to outgeneral their rivals.

مربی تیم می‌داند چگونه رقبای خود را شکست دهد.

she was able to outgeneral the challenges she faced.

او توانست چالش‌هایی که با آن‌ها روبرو بود را شکست دهد.

in negotiations, it's important to outgeneral the other party.

در مذاکرات، مهم است که طرف مقابل را شکست دهید.

he outgeneral his peers with strategic planning.

او با برنامه‌ریزی استراتژیک همسالان خود را شکست داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید