outgo

[ایالات متحده]/ˈaʊtɡəʊ/
[بریتانیا]/ˈaʊtɡoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هزینه یا خرج؛ رفتن به بیرون؛ خروج؛ مصرف
vt. پیشی گرفتن
v. بیشتر یا سریع‌تر از رفتن؛ برتری داشتن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردoutgoes
جمعoutgoes
صفت یا فعل حال استمراریoutgoing
زمان گذشتهoutwent
قسمت سوم فعلoutgone

عبارات و ترکیب‌ها

outgo rate

نرخ خروج

outgo expenses

هزینه های خروج

outgo cash

سرمایه خروجی

outgo flow

جریان خروج

outgo limit

سقف خروج

outgo management

مدیریت خروج

outgo budget

بودجه خروج

outgo analysis

تجزیه و تحلیل خروج

outgo report

گزارش خروج

outgo tracking

ردیابی خروج

جملات نمونه

we need to manage our outgo to save for a vacation.

ما باید هزینه‌های خود را مدیریت کنیم تا برای یک تعطیلات پس انداز کنیم.

his monthly outgo includes rent, utilities, and groceries.

هزینه‌های ماهانه او شامل اجاره، قبوض و مواد غذایی است.

reducing outgo is essential for financial stability.

کاهش هزینه‌ها برای ثبات مالی ضروری است.

they tracked their outgo to identify unnecessary expenses.

آنها هزینه‌های خود را ردیابی کردند تا هزینه‌های غیرضروری را شناسایی کنند.

outgo can be a challenge for large families.

هزینه‌ها می‌تواند برای خانواده‌های بزرگ چالش‌برانگیز باشد.

we should review our outgo every month.

ما باید هر ماه هزینه‌های خود را بررسی کنیم.

his outgo has increased significantly this year.

هزینه‌های او امسال به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

they decided to cut down on their outgo to save money.

آنها تصمیم گرفتند هزینه‌های خود را کاهش دهند تا پول پس انداز کنند.

understanding your outgo helps in budgeting effectively.

درک هزینه‌های خود به بودجه‌بندی موثر کمک می‌کند.

the outgo for entertainment should be limited.

هزینه سرگرمی باید محدود شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید