outgrow

[ایالات متحده]/ˌaʊtˈɡrəʊ/
[بریتانیا]/ˌaʊtˈɡroʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای بزرگ شدن بیش از حد؛ برای پیر شدن بیش از حد؛ برای بزرگ شدن بیش از حد رشد کردن

جملات نمونه

This variety of tomato outgrows all others.

این نوع گوجه فرنگی از همه انواع دیگر بزرگتر می‌شود.

the more vigorous plants outgrow their weaker neighbours.

گیاهان قوی‌تر از همسایگان ضعیف‌تر خود بزرگتر می‌شوند.

Spring lambs were outgrowing the piglets.

بره‌های بهاری از بره‌ها بزرگتر می‌شدند.

That boy outgrows his clothes every few months.

آن پسر هر چند ماه یکبار لباس‌هایش را بزرگ می‌کند.

to the biologist, the tuna is a marvel of hydrodynamic engineering, its body packed with modifications that enable it to outeat, outgrow, outswim, outdive, and outmigrate any other fish in the sea;

در نظر زیست‌شناس، ماهی تن یک شاهکار مهندسی هیدرودینامیک است، بدنش مملو از تغییراتی است که به آن امکان می‌دهد از هر ماهی دیگری در دریا پیشی بگیرد.

Children often outgrow their clothes quickly.

کودکان اغلب لباس‌هایشان را به سرعت بزرگ می‌کنند.

Some people never outgrow their love for cartoons.

برخی از افراد هرگز عشق خود به کارتون‌ها را از دست نمی‌دهند.

As we age, we may outgrow certain hobbies and interests.

با افزایش سن، ممکن است علایق و سرگرمی‌های خاصی را از دست بدهیم.

It's common for teenagers to outgrow their teenage angst.

معمولاً نوجوانان از خشم نوجویی خود خارج می‌شوند.

Some friendships can outgrow their initial purpose.

برخی از دوستی‌ها می‌توانند هدف اولیه‌شان را از دست بدهند.

She hopes to outgrow her fear of public speaking.

او امیدوار است از ترس خود از صحبت کردن در جمع عبور کند.

It's important to recognize when you have outgrown a job.

مهم است بدانید چه زمانی یک شغل را از دست داده‌اید.

You may outgrow certain habits as you mature.

شما ممکن است با رسیدن به سن بلوغ، عادت‌های خاصی را از دست بدهید.

Some people outgrow their childhood fears as they get older.

برخی از افراد با افزایش سن، ترس‌های دوران کودکی خود را از دست می‌دهند.

It's okay to outgrow certain relationships as you evolve.

مشخص است که با تکامل خود، از دست دادن برخی از روابط اشکالی ندارد.

نمونه‌های واقعی

Well, they usually do outgrow it.

خب، آنها معمولاً از آن پیشی می‌گیرند.

منبع: Modern Family - Season 02

She's outgrown it, but Joe loves that thing.

او از آن پیشی گرفته است، اما جو آن چیز را دوست دارد.

منبع: Modern Family Season 6

The teaching hospital had long outgrown its first building, a former livestock-judging pavilion.

بیمارستان آموزشی مدت‌ها پیش از ساختمان اول خود پیشی گرفته بود، یک سالن داوری دامپزشکی سابق.

منبع: The Atlantic Monthly (Article Edition)

" Do they make knit caps for feet 'cause I'm outgrowing all my socks? "

" آیا آنها کلاه بافتنی برای پا می‌سازند زیرا من دارم تمام جوراب‌هایم را از دست می‌دهم؟"

منبع: Our Day Season 2

Ah! I outgrew them. It broke my heart.

آه! من از آنها پیشی گرفتم. قلبم شکست.

منبع: Before I Met You Selected

Perhaps the student has outgrown the teacher.

شاید دانش آموز از معلم پیشی گرفته است.

منبع: Person of Interest Season 5

That we've outgrown. - Oh, come on.

آن را پشت سر گذاشته ایم. - اوه، بیایید.

منبع: S03

" George, " said Fred, " I think we've outgrown full-time education."

" جورج، " فرِد گفت: " فکر می‌کنم ما آموزش تمام وقت را پشت سر گذاشته ایم."

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

But you never outgrow your love of that type of story.

اما هرگز عشق خود به این نوع داستان را از دست نمی‌دهید.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

So, we started with this peace house and we outgrow really fast.

بنابراین، ما با این خانه صلح شروع کردیم و خیلی سریع پیشی گرفتیم.

منبع: CNN 10 Student English October 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید