outnumbered troops
نیروی کمتر از حریف
outnumbered forces
نیروی کمتر از حریف
outnumbered team
تیم کمتعدادتر
outnumbered soldiers
سربازان کمتعدادتر
outnumbered opponent
حریف کمتعدادتر
outnumbered side
طرف کمتعدادتر
outnumbered players
بازیکنان کمتعدادتر
outnumbered allies
همپیمانان کمتعدادتر
outnumbered group
گروه کمتعدادتر
outnumbered crowd
جمعیت کمتعدادتر
the soldiers felt outnumbered during the battle.
سربازان احساس میکردند که در طول نبرد در تعداد نیروها کمیت دارند.
despite being outnumbered, they fought bravely.
با وجود اینکه در تعداد نیروها کمیت داشتند، با شجاعت جنگیدند.
the team was outnumbered in the final match.
در مسابقه نهایی، تیم در تعداد نیروها کمیت داشت.
outnumbered but determined, they pressed on.
با وجود اینکه در تعداد نیروها کمیت داشتند اما مصمم بودند و به پیشروی ادامه دادند.
in the debate, she felt outnumbered by her opponents.
در بحث، احساس میکرد که در مقابل حریفانش در تعداد نیروها کمیت دارد.
the outnumbered troops held their position.
نیروهای کمتعداد، جایگاه خود را حفظ کردند.
he realized he was outnumbered in the discussion.
او متوجه شد که در بحث در تعداد نیروها کمیت دارد.
the outnumbered players showed great teamwork.
بازیکنان کمتعداد، نشان دادند که کار تیمی خوبی دارند.
being outnumbered didn't stop them from winning.
کمیت داشتن از پیروزی آنها جلوگیری نکرد.
they felt outnumbered in the crowded room.
آنها احساس میکردند که در اتاق شلوغ در تعداد نیروها کمیت دارند.
outnumbered troops
نیروی کمتر از حریف
outnumbered forces
نیروی کمتر از حریف
outnumbered team
تیم کمتعدادتر
outnumbered soldiers
سربازان کمتعدادتر
outnumbered opponent
حریف کمتعدادتر
outnumbered side
طرف کمتعدادتر
outnumbered players
بازیکنان کمتعدادتر
outnumbered allies
همپیمانان کمتعدادتر
outnumbered group
گروه کمتعدادتر
outnumbered crowd
جمعیت کمتعدادتر
the soldiers felt outnumbered during the battle.
سربازان احساس میکردند که در طول نبرد در تعداد نیروها کمیت دارند.
despite being outnumbered, they fought bravely.
با وجود اینکه در تعداد نیروها کمیت داشتند، با شجاعت جنگیدند.
the team was outnumbered in the final match.
در مسابقه نهایی، تیم در تعداد نیروها کمیت داشت.
outnumbered but determined, they pressed on.
با وجود اینکه در تعداد نیروها کمیت داشتند اما مصمم بودند و به پیشروی ادامه دادند.
in the debate, she felt outnumbered by her opponents.
در بحث، احساس میکرد که در مقابل حریفانش در تعداد نیروها کمیت دارد.
the outnumbered troops held their position.
نیروهای کمتعداد، جایگاه خود را حفظ کردند.
he realized he was outnumbered in the discussion.
او متوجه شد که در بحث در تعداد نیروها کمیت دارد.
the outnumbered players showed great teamwork.
بازیکنان کمتعداد، نشان دادند که کار تیمی خوبی دارند.
being outnumbered didn't stop them from winning.
کمیت داشتن از پیروزی آنها جلوگیری نکرد.
they felt outnumbered in the crowded room.
آنها احساس میکردند که در اتاق شلوغ در تعداد نیروها کمیت دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید