outnumbered

[ایالات متحده]/aʊtˈnʌmbəd/
[بریتانیا]/aʊtˈnʌmbərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بیشتر بودن در تعداد از

عبارات و ترکیب‌ها

outnumbered troops

نیروی کمتر از حریف

outnumbered forces

نیروی کمتر از حریف

outnumbered team

تیم کم‌تعدادتر

outnumbered soldiers

سربازان کم‌تعدادتر

outnumbered opponent

حریف کم‌تعدادتر

outnumbered side

طرف کم‌تعدادتر

outnumbered players

بازیکنان کم‌تعدادتر

outnumbered allies

هم‌پیمانان کم‌تعدادتر

outnumbered group

گروه کم‌تعدادتر

outnumbered crowd

جمعیت کم‌تعدادتر

جملات نمونه

the soldiers felt outnumbered during the battle.

سربازان احساس می‌کردند که در طول نبرد در تعداد نیروها کمیت دارند.

despite being outnumbered, they fought bravely.

با وجود اینکه در تعداد نیروها کمیت داشتند، با شجاعت جنگیدند.

the team was outnumbered in the final match.

در مسابقه نهایی، تیم در تعداد نیروها کمیت داشت.

outnumbered but determined, they pressed on.

با وجود اینکه در تعداد نیروها کمیت داشتند اما مصمم بودند و به پیشروی ادامه دادند.

in the debate, she felt outnumbered by her opponents.

در بحث، احساس می‌کرد که در مقابل حریفانش در تعداد نیروها کمیت دارد.

the outnumbered troops held their position.

نیروهای کم‌تعداد، جایگاه خود را حفظ کردند.

he realized he was outnumbered in the discussion.

او متوجه شد که در بحث در تعداد نیروها کمیت دارد.

the outnumbered players showed great teamwork.

بازیکنان کم‌تعداد، نشان دادند که کار تیمی خوبی دارند.

being outnumbered didn't stop them from winning.

کمیت داشتن از پیروزی آن‌ها جلوگیری نکرد.

they felt outnumbered in the crowded room.

آنها احساس می‌کردند که در اتاق شلوغ در تعداد نیروها کمیت دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید