outrun the competition
غلبه بر رقابت
outrun a storm
عبور از طوفان
outrun a predator
عبور از شکارچی
Criminals sometimes outrun the police.
گاهی اوقات مجرمان پلیس را پشت سر میگذارند.
it's harder than anyone imagines to outrun destiny.
فرار از سرنوشت سختتر از آن چیزی است که هر کسی تصور میکند.
I am afraid your story outruns the facts.
میترسم داستان شما از واقعیتها پیشی بگیرد.
she wouldn't stand an earthly if she tried to outrun him.
اگر سعی میکرد از او پیشی بگیرد، شانس زمینی نداشت.
In a thight situation, a sloop should try to outrun its enemy, using the ability to outmanoeuvre large vessels.
در یک موقعیت تنگ، یک کِچ باید سعی کند از دشمن خود پیشی بگیرد و از توانایی دور زدن کشتیهای بزرگ استفاده کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید