outplayed opponent
حریف را پشت سر گذاشت
outplayed team
تیم را پشت سر گذاشت
outplayed rivals
رقبا را پشت سر گذاشت
outplayed strategy
استراتژی را پشت سر گذاشت
outplayed game
بازی را پشت سر گذاشت
outplayed match
مسابقه را پشت سر گذاشت
outplayed player
بازیکن را پشت سر گذاشت
outplayed tactics
تاکتیک ها را پشت سر گذاشت
outplayed opponent's
حریف را پشت سر گذاشت
outplayed easily
به راحتی پشت سر گذاشت
the team was completely outplayed in the second half of the game.
تیم در نیمه دوم بازی به طور کامل تحت سلطه قرار گرفت.
she felt outplayed by her opponent during the chess match.
او در طول مسابقه شطرنج احساس کرد که حریفش بازی را بهتر انجام داده است.
the strategy was good, but we were still outplayed.
استراتژی خوب بود، اما ما هنوز هم تحت سلطه قرار گرفتیم.
despite their efforts, they were outplayed in the final round.
با وجود تلاشهایشان، آنها در دور پایانی تحت سلطه قرار گرفتند.
he realized he had been outplayed in the negotiation.
او متوجه شد که در مذاکره بازی باخته است.
the young player outplayed his experienced rival.
بازیکن جوان، رقیب باتجربهاش را تحت سلطه قرار داد.
they felt outplayed by the clever tactics of their competitors.
آنها احساس کردند که توسط تاکتیکهای زیرکانه رقبایشان تحت سلطه قرار گرفتهاند.
after reviewing the game, he knew he had been outplayed.
پس از بررسی بازی، او فهمید که بازی باخته است.
the coach admitted that they were outplayed by a better team.
مربی اعتراف کرد که آنها توسط یک تیم بهتر تحت سلطه قرار گرفتهاند.
she felt outplayed in the debate, unable to counter the arguments.
او در بحث احساس کرد که بازی باخته است و نتوانست استدلالها را خنثی کند.
outplayed opponent
حریف را پشت سر گذاشت
outplayed team
تیم را پشت سر گذاشت
outplayed rivals
رقبا را پشت سر گذاشت
outplayed strategy
استراتژی را پشت سر گذاشت
outplayed game
بازی را پشت سر گذاشت
outplayed match
مسابقه را پشت سر گذاشت
outplayed player
بازیکن را پشت سر گذاشت
outplayed tactics
تاکتیک ها را پشت سر گذاشت
outplayed opponent's
حریف را پشت سر گذاشت
outplayed easily
به راحتی پشت سر گذاشت
the team was completely outplayed in the second half of the game.
تیم در نیمه دوم بازی به طور کامل تحت سلطه قرار گرفت.
she felt outplayed by her opponent during the chess match.
او در طول مسابقه شطرنج احساس کرد که حریفش بازی را بهتر انجام داده است.
the strategy was good, but we were still outplayed.
استراتژی خوب بود، اما ما هنوز هم تحت سلطه قرار گرفتیم.
despite their efforts, they were outplayed in the final round.
با وجود تلاشهایشان، آنها در دور پایانی تحت سلطه قرار گرفتند.
he realized he had been outplayed in the negotiation.
او متوجه شد که در مذاکره بازی باخته است.
the young player outplayed his experienced rival.
بازیکن جوان، رقیب باتجربهاش را تحت سلطه قرار داد.
they felt outplayed by the clever tactics of their competitors.
آنها احساس کردند که توسط تاکتیکهای زیرکانه رقبایشان تحت سلطه قرار گرفتهاند.
after reviewing the game, he knew he had been outplayed.
پس از بررسی بازی، او فهمید که بازی باخته است.
the coach admitted that they were outplayed by a better team.
مربی اعتراف کرد که آنها توسط یک تیم بهتر تحت سلطه قرار گرفتهاند.
she felt outplayed in the debate, unable to counter the arguments.
او در بحث احساس کرد که بازی باخته است و نتوانست استدلالها را خنثی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید