win outright
برنده شدن به طور کامل
outright purchase
خرید مستقیم
outright sale
فروش مستقیم
outright viciousness; an outright coward.
خشونت آشکار؛ یک ترسو آشکار.
give an outright denial
یک انکار قاطع ارائه دهید
outright sale of the property.
فروش آشکار ملک.
the outright abolition of the death penalty.
ابطال کامل مجازات اعدام.
finally responded outright to the question.
در نهایت به طور آشکار به سؤال پاسخ داد.
were killed outright in the crash.
در تصادف به طور کامل کشته شدند.
they were sagacious enough to avoid any outright confrontation.
آنها به اندازه کافی زیرک بودند که از هرگونه رویارویی آشکار اجتناب کنند.
I told him outright what I thought of him.
من به او به طور آشکار گفتم چه فکری از او میکنم.
Three people were killed outright in the accident.
سه نفر در این حادثه به طور مستقیم کشته شدند.
Some rely on deception, while others engage in outright trickery.Then there are those who resort to extorsion.
برخی به فریب متکی هستند، در حالی که برخی دیگر به نیرنگ آشکار متوسل میشوند. سپس کسانی هستند که به اخاذی متوسل میشوند.
Men of feeling may at any moment be killed outright by the iniquitous and the callous.
مردان با احساس ممکن است در هر لحظه به دلیل بیرحمی و ستمگران، به طور ناگهانی کشته شوند.
The Convention of Peking in 1860, which ended the hostilities, provided for its outright cession.
کنوانسیون پکینگ در سال 1860، که جنگ را پایان داد، برای واگذاری کامل آن پیشبینی شده بود.
win outright
برنده شدن به طور کامل
outright purchase
خرید مستقیم
outright sale
فروش مستقیم
outright viciousness; an outright coward.
خشونت آشکار؛ یک ترسو آشکار.
give an outright denial
یک انکار قاطع ارائه دهید
outright sale of the property.
فروش آشکار ملک.
the outright abolition of the death penalty.
ابطال کامل مجازات اعدام.
finally responded outright to the question.
در نهایت به طور آشکار به سؤال پاسخ داد.
were killed outright in the crash.
در تصادف به طور کامل کشته شدند.
they were sagacious enough to avoid any outright confrontation.
آنها به اندازه کافی زیرک بودند که از هرگونه رویارویی آشکار اجتناب کنند.
I told him outright what I thought of him.
من به او به طور آشکار گفتم چه فکری از او میکنم.
Three people were killed outright in the accident.
سه نفر در این حادثه به طور مستقیم کشته شدند.
Some rely on deception, while others engage in outright trickery.Then there are those who resort to extorsion.
برخی به فریب متکی هستند، در حالی که برخی دیگر به نیرنگ آشکار متوسل میشوند. سپس کسانی هستند که به اخاذی متوسل میشوند.
Men of feeling may at any moment be killed outright by the iniquitous and the callous.
مردان با احساس ممکن است در هر لحظه به دلیل بیرحمی و ستمگران، به طور ناگهانی کشته شوند.
The Convention of Peking in 1860, which ended the hostilities, provided for its outright cession.
کنوانسیون پکینگ در سال 1860، که جنگ را پایان داد، برای واگذاری کامل آن پیشبینی شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید