outwardnesses

[ایالات متحده]/ˈaʊt.wəd.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈaʊt.wɚd.nəs.ɪz/

ترجمه

n. عینیت; وجود خارجی

عبارات و ترکیب‌ها

outwardnesses of life

برون‌گرایی‌های زندگی

outwardnesses in art

برون‌گرایی‌ها در هنر

outwardnesses of nature

برون‌گرایی‌های طبیعت

outwardnesses of personality

برون‌گرایی‌های شخصیت

outwardnesses of culture

برون‌گرایی‌های فرهنگ

outwardnesses in society

برون‌گرایی‌ها در جامعه

outwardnesses of communication

برون‌گرایی‌های ارتباطات

outwardnesses of behavior

برون‌گرایی‌های رفتار

outwardnesses of expression

برون‌گرایی‌های بیان

outwardnesses in relationships

برون‌گرایی‌ها در روابط

جملات نمونه

his outwardnesses often mask his true feelings.

ظاهر او اغلب احساسات واقعی او را پنهان می‌کند.

the outwardnesses of her personality made her very approachable.

ظاهر شخصیتی او باعث می‌شد که بسیار قابل دسترس باشد.

people often judge others by their outwardnesses.

افراد اغلب دیگران را بر اساس ظاهرشان قضاوت می‌کنند.

his outwardnesses were deceptive, hiding his introverted nature.

ظاهر او فریبنده بود و طبیعت درون‌گرایش را پنهان می‌کرد.

she embraced her outwardnesses to connect with others.

او برای ارتباط با دیگران، ظاهر خود را پذیرفت.

outwardnesses can sometimes lead to misunderstandings.

ظاهر گاهی اوقات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

his cheerful outwardnesses made him popular at parties.

ظاهر شاد او باعث محبوبیتش در مهمانی‌ها شد.

she often felt pressured to maintain her outwardnesses.

او اغلب احساس می‌کرد که برای حفظ ظاهرش تحت فشار است.

outwardnesses can be a mask for deeper insecurities.

ظاهر می‌تواند پوششی برای ناامنی‌های عمیق‌تر باشد.

his outwardnesses helped him in his career but cost him personal relationships.

ظاهر به او در شغلش کمک کرد اما باعث از دست دادن روابط شخصی‌اش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید