over-sensitivity

[ایالات متحده]/[ˌoʊvər ˈsɛnsɪdə] /
[بریتانیا]/[ˌoʊvər ˈsɛnsɪdə]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت بودن بسیار حساس به محرانه یا احساسات؛ پاسخ عاطفی مبالغه شده به موقعیت‌ها.
adj. بسیار یا ناگهانی حساس.

عبارات و ترکیب‌ها

showing over-sensitivity

نمایش حساسیت بیش از حد

over-sensitivity to

حساسیت بیش از حد به

avoid over-sensitivity

پرهیز از حساسیت بیش از حد

caused by over-sensitivity

به دلیل حساسیت بیش از حد

over-sensitivity issues

مشکلات حساسیت بیش از حد

high over-sensitivity

حساسیت بسیار بیش از حد

over-sensitivity test

آزمون حساسیت بیش از حد

addressing over-sensitivity

مقابله با حساسیت بیش از حد

exaggerated over-sensitivity

حساسیت بیش از حد مبالغه‌آمیز

جملات نمونه

his over-sensitivity to criticism often prevents him from improving.

حساسیت بیش از حد او به انتقادات می‌کند که او را از بهبود جلوگیری کند.

the child's over-sensitivity to loud noises made outings difficult.

حساسیت بیش از حد کودک به صدای بلند کردن خروج‌ها را دشوار می‌کند.

she displayed an over-sensitivity to perceived slights from her colleagues.

او حساسیت بیش از حدی نسبت به تحقیقات متصور از همکارانش نشان داد.

avoid triggering his over-sensitivity by being direct and honest.

با بازگویی مستقیم و صادقانه، حساسیت بیش از حد او را فعال نکنید.

the manager addressed the team's over-sensitivity to feedback.

مدیر به حساسیت بیش از حد تیم نسبت به بازخورد پرداخت.

her over-sensitivity to rejection led her to avoid applying for jobs.

حساسیت بیش از حد او نسبت به پذیرش باعث شد که از ارائه درخواست‌های شغلی خودداری کند.

we need to consider the patient's over-sensitivity to certain medications.

ما باید حساسیت بیش از حد بیمار نسبت به داروهای خاص را در نظر بگیریم.

the company culture fostered an environment of over-sensitivity and fear.

فرهنگ شرکت محیطی از حساسیت بیش از حد و ترس را ترویج داد.

his over-sensitivity made it difficult to give him constructive criticism.

حساسیت بیش از حد او باعث شد که ارائه انتقادات سازنده برای او دشوار شود.

it's important to distinguish between empathy and over-sensitivity.

مهم است که بین همدلی و حساسیت بیش از حد تمایز قائل شویم.

the project team had to navigate the client's over-sensitivity regarding design changes.

تیم پروژه باید حساسیت بیش از حد مشتری در مورد تغییرات طراحی را مدیریت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید