overachieve goals
عبور از اهداف
overachieve expectations
عبور از انتظارات
overachieve performance
عبور از عملکرد
overachieve results
عبور از نتایج
overachieve standards
عبور از استانداردهای
overachieve benchmarks
عبور از نقاط مرجع
overachieve potential
عبور از پتانسیل
overachieve targets
عبور از اهداف
overachieve academically
عبور از نظر تحصیلی
overachieve consistently
به طور مداوم فراتر رفتن
many students tend to overachieve in their exams.
بسیاری از دانش آموزان تمایل دارند در امتحانها بیش از حد خوب عمل کنند.
she always tries to overachieve in her career.
او همیشه سعی میکند در حرفه خود از حد معمول بهتر عمل کند.
it's important to set realistic goals rather than overachieve.
تعیین اهداف واقع بینانه مهمتر از تلاش برای فراتر رفتن از آنها است.
some athletes tend to overachieve during competitions.
برخی از ورزشکاران تمایل دارند در مسابقات از حد معمول بهتر عمل کنند.
overachieving can sometimes lead to burnout.
بیش از حد تلاش کردن گاهی اوقات می تواند منجر به فرسودگی شود.
he managed to overachieve despite the challenges.
او با وجود چالش ها توانست از حد معمول بهتر عمل کند.
parents should encourage their children to overachieve.
والدین باید از فرزندان خود بخواهند که بیش از حد خوب عمل کنند.
overachieve in academics can lead to scholarships.
بیش از حد خوب عمل کردن در تحصیلات می تواند منجر به دریافت بورسیه تحصیلی شود.
she feels pressure to overachieve in her job.
او احساس می کند که برای بهتر از حد معمول عمل کردن در شغل خود تحت فشار است.
overachieving can sometimes affect personal relationships.
بیش از حد تلاش کردن گاهی اوقات می تواند بر روابط شخصی تأثیر بگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید