overact

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈrækt/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈækt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طرز اغراق‌آمیزی نقشی را ایفا کردن؛ به طرز اغراق‌آمیزی عمل کردن؛ به طرز اغراق‌آمیزی اجرا کردن؛ با احساسات یا اعمال اغراق‌آمیز اجرا کردن
شکل‌های واژه
صفت یا فعل حال استمراریoveracting
جمعoveracts
شکل سوم شخص مفردoveracts
زمان گذشتهoveracted
قسمت سوم فعلoveracted

عبارات و ترکیب‌ها

overact in drama

اجسام‌نمایی در دراما

overact for effect

اجسام‌نمایی برای ایجاد تاثیر

overact on stage

اجسام‌نمایی روی صحنه

overact during audition

اجسام‌نمایی در طول تست بازیگری

overact in comedy

اجسام‌نمایی در کمدی

overact for laughs

اجسام‌نمایی برای خنده‌های اغراق‌آمیز

overact in film

اجسام‌نمایی در فیلم

overact in character

اجسام‌نمایی در نقش

overact in performance

اجسام‌نمایی در اجرا

overact for drama

اجسام‌نمایی برای دراما

جملات نمونه

he tends to overact in dramatic scenes.

او معمولاً در صحنه‌های دراماتیک اغراق می‌کند.

don't overact; just be yourself.

اغراق نکنید؛ فقط خودتان باشید.

she overacts when she gets nervous.

وقتی عصبی می‌شود، او اغراق می‌کند.

it's easy to overact in front of an audience.

اغراق کردن در مقابل تماشاچیان آسان است.

he was criticized for overacting in the play.

او به خاطر اغراق کردن در نمایش مورد انتقاد قرار گرفت.

actors should avoid the temptation to overact.

بازیگران باید از وسوسه اغراق کردن اجتناب کنند.

overacting can ruin a good performance.

اغراق کردن می‌تواند یک اجرای خوب را خراب کند.

she tends to overact when she's excited.

وقتی هیجان‌زده است، او معمولاً اغراق می‌کند.

directors often tell actors not to overact.

کارگردانان اغلب به بازیگران می‌گویند که اغراق نکنند.

he realized he was overacting during the audition.

او متوجه شد که در طول تست بازیگری اغراق می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید