| صفت یا فعل حال استمراری | overacting |
| جمع | overacts |
| شکل سوم شخص مفرد | overacts |
| زمان گذشته | overacted |
| قسمت سوم فعل | overacted |
overact in drama
اجسامنمایی در دراما
overact for effect
اجسامنمایی برای ایجاد تاثیر
overact on stage
اجسامنمایی روی صحنه
overact during audition
اجسامنمایی در طول تست بازیگری
overact in comedy
اجسامنمایی در کمدی
overact for laughs
اجسامنمایی برای خندههای اغراقآمیز
overact in film
اجسامنمایی در فیلم
overact in character
اجسامنمایی در نقش
overact in performance
اجسامنمایی در اجرا
overact for drama
اجسامنمایی برای دراما
he tends to overact in dramatic scenes.
او معمولاً در صحنههای دراماتیک اغراق میکند.
don't overact; just be yourself.
اغراق نکنید؛ فقط خودتان باشید.
she overacts when she gets nervous.
وقتی عصبی میشود، او اغراق میکند.
it's easy to overact in front of an audience.
اغراق کردن در مقابل تماشاچیان آسان است.
he was criticized for overacting in the play.
او به خاطر اغراق کردن در نمایش مورد انتقاد قرار گرفت.
actors should avoid the temptation to overact.
بازیگران باید از وسوسه اغراق کردن اجتناب کنند.
overacting can ruin a good performance.
اغراق کردن میتواند یک اجرای خوب را خراب کند.
she tends to overact when she's excited.
وقتی هیجانزده است، او معمولاً اغراق میکند.
directors often tell actors not to overact.
کارگردانان اغلب به بازیگران میگویند که اغراق نکنند.
he realized he was overacting during the audition.
او متوجه شد که در طول تست بازیگری اغراق میکند.
overact in drama
اجسامنمایی در دراما
overact for effect
اجسامنمایی برای ایجاد تاثیر
overact on stage
اجسامنمایی روی صحنه
overact during audition
اجسامنمایی در طول تست بازیگری
overact in comedy
اجسامنمایی در کمدی
overact for laughs
اجسامنمایی برای خندههای اغراقآمیز
overact in film
اجسامنمایی در فیلم
overact in character
اجسامنمایی در نقش
overact in performance
اجسامنمایی در اجرا
overact for drama
اجسامنمایی برای دراما
he tends to overact in dramatic scenes.
او معمولاً در صحنههای دراماتیک اغراق میکند.
don't overact; just be yourself.
اغراق نکنید؛ فقط خودتان باشید.
she overacts when she gets nervous.
وقتی عصبی میشود، او اغراق میکند.
it's easy to overact in front of an audience.
اغراق کردن در مقابل تماشاچیان آسان است.
he was criticized for overacting in the play.
او به خاطر اغراق کردن در نمایش مورد انتقاد قرار گرفت.
actors should avoid the temptation to overact.
بازیگران باید از وسوسه اغراق کردن اجتناب کنند.
overacting can ruin a good performance.
اغراق کردن میتواند یک اجرای خوب را خراب کند.
she tends to overact when she's excited.
وقتی هیجانزده است، او معمولاً اغراق میکند.
directors often tell actors not to overact.
کارگردانان اغلب به بازیگران میگویند که اغراق نکنند.
he realized he was overacting during the audition.
او متوجه شد که در طول تست بازیگری اغراق میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید