overacting

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈræktɪŋ/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈæktɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بزرگ‌نمایی عملکرد در یک نقش

عبارات و ترکیب‌ها

overacting actor

بازیگر اغراق‌آمیز

overacting scene

صحنه اغراق‌آمیز

overacting performance

اجای اغراق‌آمیز

overacting style

سبک اغراق‌آمیز

overacting tendency

تمایل به اغراق

overacting director

کارگردان اغراق‌آمیز

overacting character

شخصیت اغراق‌آمیز

overacting review

بررسی اغراق‌آمیز

overacting critique

انتقاد اغراق‌آمیز

overacting comedy

کمدی اغراق‌آمیز

جملات نمونه

his overacting in the play made it hard to take the story seriously.

اجرای اغراق‌آمیز او در نمایش باعث شد که گرفتن داستان به طور جدی دشوار باشد.

she was criticized for her overacting during the audition.

او به خاطر اجرای اغراق‌آمیزش در طول تست مورد انتقاد قرار گرفت.

overacting can ruin an otherwise good performance.

اجرای اغراق‌آمیز می‌تواند یک اجرای خوب را خراب کند.

the director warned the actors against overacting.

کارگردان به بازیگران در مورد اجرای اغراق‌آمیز هشدار داد.

his tendency for overacting detracted from the film's emotional impact.

تمایل او به اجرای اغراق‌آمیز از تاثیر احساسی فیلم کاست.

she thought her overacting was a sign of passion.

او فکر کرد که اجرای اغراق‌آمیزش نشانه‌ای از شور و اشتیاق است.

overacting is often seen in amateur theater productions.

اجرای اغراق‌آمیز اغلب در تولیدات تئاتر آماتور دیده می‌شود.

he dialed back his overacting for the final performance.

او اجرای اغراق‌آمیزش را برای آخرین اجرا کاهش داد.

critics noted her overacting as a major flaw in the movie.

منتقدان به اجرای اغراق‌آمیزش به عنوان یک نقص اساسی در فیلم اشاره کردند.

learning to control overacting is crucial for any actor.

یادگیری کنترل اجرای اغراق‌آمیز برای هر بازیگری بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید