| شکل سوم شخص مفرد | underacts |
| صفت یا فعل حال استمراری | underacting |
| زمان گذشته | underacted |
| قسمت سوم فعل | underacted |
underact a scene
اجتناب از نشان دادن صحنه
underact in roles
اجتناب از نشان دادن نقشها
underact for effect
اجتناب از نشان دادن برای ایجاد تأثیر
underact the emotion
اجتناب از نشان دادن احساسات
underact the performance
اجتناب از نشان دادن اجرا
underact the character
اجتناب از نشان دادن شخصیت
underact the dialogue
اجتناب از نشان دادن دیالوگ
underact the situation
اجتناب از نشان دادن وضعیت
underact the response
اجتناب از نشان دادن پاسخ
underact the tension
اجتناب از نشان دادن تنش
he tends to underact in dramatic scenes.
او معمولاً در صحنههای دراماتیک کمبازی میکند.
sometimes, it's better to underact than to overact.
گاهی اوقات، کمبازی کردن بهتر از بازی اغراقآمیز است.
the actor decided to underact for a more realistic performance.
بازیگر تصمیم گرفت برای یک اجرای واقعیتر، کمبازی کند.
directors often advise their actors to underact in subtle moments.
کارگردانان اغلب به بازیگران خود توصیه میکنند در لحظات ظریف، کمبازی کنند.
she realized she had a tendency to underact during auditions.
او متوجه شد که تمایل دارد در تستها کمبازی کند.
underacting can sometimes convey deeper emotions.
کمبازی کردن گاهی اوقات میتواند احساسات عمیقتری را منتقل کند.
the scene required him to underact to match the mood.
صحنه نیاز داشت که او برای مطابقت با حال و هوا، کمبازی کند.
many critics praised her for choosing to underact.
بسیاری از منتقدان او را به خاطر انتخاب برای کمبازی کردن تحسین کردند.
he believes that underacting can make the character more relatable.
او معتقد است که کمبازی کردن میتواند شخصیت را قابلهمیاریتر کند.
in this film, the lead actor chose to underact throughout.
در این فیلم، بازیگر اصلی در طول فیلم انتخاب کرد که کمبازی کند.
underact a scene
اجتناب از نشان دادن صحنه
underact in roles
اجتناب از نشان دادن نقشها
underact for effect
اجتناب از نشان دادن برای ایجاد تأثیر
underact the emotion
اجتناب از نشان دادن احساسات
underact the performance
اجتناب از نشان دادن اجرا
underact the character
اجتناب از نشان دادن شخصیت
underact the dialogue
اجتناب از نشان دادن دیالوگ
underact the situation
اجتناب از نشان دادن وضعیت
underact the response
اجتناب از نشان دادن پاسخ
underact the tension
اجتناب از نشان دادن تنش
he tends to underact in dramatic scenes.
او معمولاً در صحنههای دراماتیک کمبازی میکند.
sometimes, it's better to underact than to overact.
گاهی اوقات، کمبازی کردن بهتر از بازی اغراقآمیز است.
the actor decided to underact for a more realistic performance.
بازیگر تصمیم گرفت برای یک اجرای واقعیتر، کمبازی کند.
directors often advise their actors to underact in subtle moments.
کارگردانان اغلب به بازیگران خود توصیه میکنند در لحظات ظریف، کمبازی کنند.
she realized she had a tendency to underact during auditions.
او متوجه شد که تمایل دارد در تستها کمبازی کند.
underacting can sometimes convey deeper emotions.
کمبازی کردن گاهی اوقات میتواند احساسات عمیقتری را منتقل کند.
the scene required him to underact to match the mood.
صحنه نیاز داشت که او برای مطابقت با حال و هوا، کمبازی کند.
many critics praised her for choosing to underact.
بسیاری از منتقدان او را به خاطر انتخاب برای کمبازی کردن تحسین کردند.
he believes that underacting can make the character more relatable.
او معتقد است که کمبازی کردن میتواند شخصیت را قابلهمیاریتر کند.
in this film, the lead actor chose to underact throughout.
در این فیلم، بازیگر اصلی در طول فیلم انتخاب کرد که کمبازی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید