overcapacity

[ایالات متحده]/əʊvəkə'pæsɪtɪ/
[بریتانیا]/ˌovɚkə'pæsəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفیت تولید بیش از حد

جملات نمونه

the problem of overcapacity in many large industries.

مشکل مازاد ظرفیت در بسیاری از صنایع بزرگ.

The factory is facing overcapacity issues due to decreased demand.

کارخانه با مشکل مازاد ظرفیت به دلیل کاهش تقاضا مواجه است.

The airline industry is struggling with overcapacity as travel restrictions continue.

صنعت هواپیمایی در حال دست و پنجه نرم کردن با مازاد ظرفیت است زیرا محدودیت‌های سفر ادامه دارد.

The government is considering measures to address overcapacity in the steel industry.

دولت در حال بررسی اقداماتی برای رفع مازاد ظرفیت در صنعت فولاد است.

Overcapacity in the market has led to fierce competition among businesses.

مازاد ظرفیت در بازار منجر به رقابت شدید بین مشاغل شده است.

The overcapacity of the storage facility resulted in excess inventory.

مازاد ظرفیت تأسیسات ذخیره سازی منجر به موجودی بیش از حد شد.

The company had to downsize its operations to address overcapacity.

شرکت مجبور شد برای رفع مازاد ظرفیت، عملیات خود را کاهش دهد.

The government is considering subsidies to help industries with overcapacity.

دولت در حال بررسی یارانه‌ها برای کمک به صنایع با مازاد ظرفیت است.

Overcapacity can lead to price wars as businesses compete for customers.

مازاد ظرفیت می‌تواند منجر به جنگ قیمت‌ها شود زیرا مشاغل برای مشتریان رقابت می‌کنند.

The overcapacity of hotel rooms in the city has led to discounted rates for travelers.

مازاد ظرفیت اتاق‌های هتل در شهر منجر به نرخ‌های تخفیف‌دار برای مسافران شده است.

The government is working on policies to prevent overcapacity in key industries.

دولت در حال کار بر روی سیاست‌هایی برای جلوگیری از مازاد ظرفیت در صنایع کلیدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید