overdeveloped areas
مناطط توسعهیافته
overdeveloped economy
اقتصاد بیشتوسعهیافته
overdeveloped countries
کشورهای بیشتوسعهیافته
overdeveloped land
زمین بیشتوسعهیافته
overdeveloped regions
مناطق بیشتوسعهیافته
overdeveloped infrastructure
زیرساخت بیشتوسعهیافته
overdeveloped industries
صنایع بیشتوسعهیافته
overdeveloped cities
شهرهای بیشتوسعهیافته
overdeveloped resources
منابع بیشتوسعهیافته
overdeveloped systems
سیستمهای بیشتوسعهیافته
many cities suffer from overdeveloped infrastructure.
بسیاری از شهرها از زیرساختهای بیش از حد توسعهیافته رنج میبرند.
overdeveloped areas often face environmental challenges.
مناطقی که بیش از حد توسعه یافتهاند اغلب با چالشهای زیست محیطی روبرو هستند.
the overdeveloped suburbs lack green spaces.
حومههای بیش از حد توسعهیافته فاقد فضاهای سبز هستند.
some ecosystems are overdeveloped, leading to biodiversity loss.
برخی از اکوسیستمها بیش از حد توسعه یافتهاند که منجر به از دست دادن تنوع زیستی میشود.
overdeveloped tourism can harm local cultures.
گردشگری بیش از حد توسعهیافته میتواند به فرهنگهای محلی آسیب برساند.
residents complain about the overdeveloped landscape.
ساکنان در مورد چشمانداز بیش از حد توسعهیافته شکایت دارند.
overdeveloped regions may experience economic downturns.
مناطق بیش از حد توسعهیافته ممکن است با رکود اقتصادی مواجه شوند.
they are concerned about the overdeveloped coastline.
آنها نگران خط ساحلی بیش از حد توسعهیافته هستند.
overdeveloped agriculture can lead to soil degradation.
کشاورزی بیش از حد توسعهیافته میتواند منجر به تخریب خاک شود.
urban planners need to address overdeveloped areas.
برنامهریزی شهری باید مناطق بیش از حد توسعهیافته را مورد توجه قرار دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید